تاریخ : 1392/04/8 | 00:56 | نویسنده : م. کاظمی

اشاراتی در عظمت قرآن    [ سخنان آیت الله بهجت(ره)  ]

387. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36]
390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن، سخن بزرگواران،
برچسب ها: قرآن، بهشت، اهل ایمان، اسلام، علیهم السلام، در محضر بهجت،

تاریخ : 1392/04/8 | 00:43 | نویسنده : م. کاظمی
مطابق با فتوای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
روز اول 
روزه، سرلوحه اعمال ماه مبارک رمضان [صوت] [فیلم]
 روز دوم
احكام روزه مسافر [صوت] [فیلم]

روز سوم
 
احكام روزه مسافر [صوت] [فیلم]

روز چهارم
 
آثار و فواید روزه داری [صوت] [فیلم]
 
روز پنجم
 
قرب الی الله ، محصول روزه داری [صوت] [فیلم]


ادامه مطلب

طبقه بندی: فایل تصویری (مذهبی)، فایل صوتی (مذهبی)، سخن بزرگواران، احکام، جوانان،
برچسب ها: احکام، احکام روزه، ماه مبارک رمضان، رمضان، زکات، صدقه، قرائت،

تاریخ : 1392/04/3 | 11:42 | نویسنده : م. کاظمی

ولادت گل نرگس مبارک 

نَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ اَحَد قَرابَهٌ، وَ مَنْ انْکَرَنی فَلَیْسَ مِنّی، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندی وجود ندارد - و برای هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده می شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) :
الَّذی یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ انْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ ائِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فی ارْضِهِ، وَ اُمَناوُهُ عَلی خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فی بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه می باشیم، حلال و حرام را می شناسیم، تاویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.

2- قالَ (علیه السلام) : انَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بی یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اهْلی وَ شیعَتی.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.

3- قالَ (علیه السلام) : امَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلی رُواهِ حَدیثِنا (احادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ انَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسی، عبادی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها می باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم می باشد و کناره گیری عدّه ای، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره های نیکوی پروردگار می باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده های ما خواهند بود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، جوانان،
برچسب ها: چهل حدیث از حضرت امام زمان (عج)، چهل حدیث، حضرت امام زمان (عج)، امام زمان (عج)،

تاریخ : 1392/04/1 | 12:29 | نویسنده : م. کاظمی
پاسخ :
مقصود از توحید در خالقیت آن است که همه آفرینش، آفریده خداى سبحان است. خدا مى فرماید:
«قُلِ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْء وَهُوَ الْواحِدُ الْقَهّارُ»؛ (بگو خداوند، آفریدگار هر چیز است و اوست یگانه پیروز).(1)
مقصود از انحصار خالقیت در خدا، خالقیت مستقل و اصیل است که آفریننده در آفرینش تکیه بر دیگرى نکند. چنین آفرینندگى از اوصاف خداست.
البته آفرینندگى تبعى و سایه که متکّى به خواست خداوند باشد، از غیر خدا هم برمى آید. از این رو خداوند، خود را به «بهترین آفرینندگان» توصیف مى کند:
«فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ».(2)

و تصریح مى کند که جز او هم آفرینندگانى و جود دارند، ولى او بهترین آنان است و این تنها به این سبب است که آفرینندگى خداوند، ذاتى است نه اکتسابى، بر خلاف دیگران.
و از همین جاست که مى بینیم عیساى مسیح، خلقت را به خودش نسبت مى دهد و مى گوید:
«أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللهِ»؛ (من براى شما از گل به صورت پرنده مى آفرینم، پس در آن مى دمم، آنگاه به اذن پروردگار، پرنده مى شود).(3)
و از همین جا باید اعتراف کرد که انحصار آفرینندگى در خداوند، به معناى انکار سنّت ها در میان پدیده هاى طبیعى نیست، چرا که نظام علّت و معلولى در اجزاى جهان ماده به معناى استقلال علّت در علیت و ایجاد نیست، بلکه خداوند این قانون را در جهان ماده به وجود آورده و خود او پشت این قضیه است. خورشید و هوا در رویش زمین مؤثر است، آب هم در رشد گیاه مؤثر است، ولى وجود مؤثر و تأثیر گذارى اش همه به اذن خدا و از مظاهر سنت هاى الهى در هستى است. آنان که توحید در آفرینش را به انکار نظام علّت ها و روابط مادى میان اجزاى جهان تفسیر کرده اند، به خطا رفته اند و از همین رو دین را منکر علم و در مقابل آن قرار داده اند.(4)
(1). سوره رعد، آیه 16.
(2). سوره مؤمنون، آیه 14.
(3). سوره آل عمران، آیه 49. 
(4). گردآوری از کتاب: سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی، نشر مشعر، دارالحدیث، بهار 1386، ص 56.

ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: توحید، خالقیت،

پاسخ :
مى دانیم قرآن صریحاً درباره گروهى از کفّار و گنهکاران سخن از مجازات جاویدان و به تعبیر دیگر «خلود» به میان آورده است.
در سوره توبه، آیه 68 مى خوانیم: (وَعَدَ اللّهُ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْکُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها); «خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار وعده آتش سوزان جهنّم داده، جاودانه در آن خواهند ماند».
همان گونه که در ذیل همین آیه به مردان و زنان با ایمان وعده باغ هاى بهشت را به طور جاودانه داده است: (وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنّات تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهارُ خالِدینَ فیها); «خداوند به مردان و زنان با ایمان باغ هایى از بهشت را وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند».
در اینجا سؤالى پیش مى آید و آن این که چگونه مى توان قبول کرد که انسانى در تمام عمر خود که حداکثر هشتاد یا صد سال بیشتر نیست کار بدى کرده ولى میلیون ها سال و بیشتر کیفر آن را ببیند.

 
ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: الهى، قرآن،

1. سرمایه گذاری انسانی


انتخابات سرمایه ‏گذاری عظیم ملت ایران است؛ مثل این که شما سرمایه‏ سنگین و عظیمی را در بانک می گذارید، بانک با آن کار می کند و شما از سودش استفاده می کنید؛ انتخابات یک چنین چیزی است. ملت ایران سرمایه ‏گذاری عظیمی را می کند، سپرده‏ گذاری بزرگی را انجام می دهد و سود آن را می برد. آراء یکایک شما مردم سهمی است از همان سرمایه‏ گذاری و سپرده ‏گذاری. هر رأیی که شما در صندوق می‏ اندازید، مثل این است که یک بخشی از پول آن سپرده را دارید تأمین می کنید. یک رأی هم اهمیت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ برای ملت ایران حرمت بیشتری خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال می شوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان می دهد.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) اول فروردین 1388

2. ثمره مردم سالاری دینی


انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشی نیست. پایه‏ نظام ما همین انتخابات است. یکی از پایه ‏ها، انتخابات است. مردم‏سالاری دینی با حرف نمی شود؛ مردم‏سالاری دینی با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ی مردم، ارتباط فکری و عقلانی و عاطفی مردم با تحولات کشور صورت می گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانی و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردم‏سالاری، عامل پایداری ملت ایران است. این که شما توانسته‏ اید در طول این سی سال از نهیب ابرقدرت ها نترسید، این که ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه اساسی به شما بزنند، این که جوانان کشور در ورود به میدان های گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان می دهند، ناشی از مردم‏سالاری دینی است.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) اول فروردین 1388

3. هدیه امام


انتخابات نماد حرکت اسلامی در کشور ماست. انتخابات، هدیه اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حکومت اسلامی به روش انتخاباتی را به ما یاد داد. حکومت اسلامی در ذهن ها و خاطره ها به شکل خلافت های موروثی به یادگار مانده بود؛ خیال می کردند حکومت اسلامی یعنی مثل خلافت بنی امیه و بنی عباس یا خلافت ترکان عثمانی؛ یک نفر با نام و شکل ظاهری خلیفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم که از دنیا می رود، یک نفر را به جای خود معین کند. در ذهن مردم دنیا، حکومت اسلامی به این شکل تصویر می شد؛ که بزرگترین اهانت به اسلام و حکومت اسلامی بود. امام، حکومت اسلامیِ به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعیین منتخب مردم را - که لبّ اسلام است - بار دیگر برای مردم ما معنا کرد و در جامعه ما تحقق بخشید.
بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 14 خرداد 1384
ادامه مطلب

طبقه بندی: دانشگاه، سخن بزرگواران، نیازمندی ها، اخبار، جوانان،
برچسب ها: مقام معظم رهبری، انتخابات، ایران،

بسم الله الرحمن الرحیم


شركت در انتخابات مخصوصآ این انتخابات سرنوشت‌ساز از وظایف دینى و الهى و اجتماعى است، ان‌شاءالله همه كسانى كه واجد شرایط هستند به این وظیفه مهم در این شرایط حساس عمل خواهند كرد و كوشش كنند فرد اصلح را با مشورت انتخاب نمایند. امید است انتخابات با نظم و امنیت كامل و بیدارى و هوشیارى همه شهروندان انجام شود.



طبقه بندی: اخبار،
برچسب ها: مکارم شیرازى، انتخابات 24 خرداد 1392، انتخابات، 1392،

تاریخ : 1392/03/5 | 10:32 | نویسنده : م. کاظمی
ابوعبدالله محمدبن محمدبن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان معروف به شیخ مفید و ابن المعلم (336 ق ـ 413 ق) یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین دانشمندان شیعه در قرن چهارم هجری بود که در همه زمینه های علمی آن روزگار مثل فقه، حدیث، تاریخ، تفسیر قرآن، رجالِ حدیث، و کلام (عقاید) اسلامی تبحر داشت و درباره هر یک از آنها کتابهایی تألیف کرده است. شیخ مفید در نزدیکی بغداد یعنی روستای سویقه ابن البصری دیده به جهان گشود و در همانجا رشد یافت و وفات کرد. او در طی رشد و تحصیل خود از اساتید فراوانی بهره برده است که تعداد آنها به بیش از پنجاه دانشمند بزرگ میرسد؛ برخی از آنها عبارتند از:
1ـ ابوعبدالله حسین بن علی معروف به جُعل؛ 2ـ ابوالقاسم جعفربن محمدبن جعفربن موسی بن قولویه؛ 3ـ قاضی ابوبکر محمدبن محمد معروف به جُعابی؛ 4ـ ابوالجیش مظهربن محمدبن احمد بلخی؛ 5ـ محمدبن احمدبن الجنید معروف به إسکافی؛ 6ـ ابوغالب احمد بن محمد زراری؛ 7ـ ابومحمد حسن بن علی بن حسین ابن شعبه حرّانی حلبی نویسنده کتاب تحف العقول؛ 8ـ ابومحمد عبدالباقی بن محمد بن عثمان خطیب بصری؛ 9ـ ابوعبدالله محمدبن عمران بن موسی بن سعیدبن عبدالله معروف به مرزبانی؛ 10ـ ابوالحسین محمدبن جعفربن محمد معروف به ابن النجار کوفی؛ 11ـ ابوالحسن علی بن بلال مهلبی؛ 12ـ شیخ صدوق محمدبن علی بن بابویه؛ 13ـ ابوطیب حسین بن علی بن محمد تمّار نحوی.

ادامه مطلب

طبقه بندی: شیعه، زندگی بزرگان،
برچسب ها: شخصیت شناسى، علمای شیعه، شیخ مفید،

تاریخ : 1392/03/5 | 10:26 | نویسنده : م. کاظمی

سوال: در روایات متعدّدى وارد شده است که کسى حق ندارد قرآن را به رأى و نظر خویش تفسیر کند و اگر کسى دست به چنین کارى بزند، جایگاه او آتش دوزخ است; مقصود از «تفسیر به رأى» چیست؟


پاسخ: مفسّران و دانشمندان اسلامى بر این نظر اتّفاق دارند که هیچ فردى حق ندارد آیات قرآن را با نظر و رأى شخصى خود تفسیر نماید و احادیث زیادى در این باره نقل شده است که نمونه هایى را در این جا بیان مى کنیم:
1- رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خویش تفسیر کند، براى خود جایى در آتش دوزخ انتخاب کرده است).(1)
2- «مَنْ قالَ فِى الْقُرآن بِرَأْیِهِ(2) فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خود تفسیر کند جایگاهى از آتش براى خود اخذ کند!)(3)
3- «مَنْ فسَّرَ الْقُرآنَ وَ آَصابَ الْحَقّ فَقَدْ اَخْطَأَ»؛ (هرکسى قرآن را به رأى خویش تفسیر کند هرچه هم صحیح باشد، باز خطا کرده است).(4)
این قسمتى از متون احادیثى است که در این مورد وارد شده اند. اکنون باید دید مقصود از تفسیر به رأى و یا تفسیر بدون علم و دانش چیست؟
مفسّران عالیقدر براى تفسیر به رأى سه وجه بیان کرده اند که به همه آنها بطور اجمال اشاره مى نماییم:
1- پیشداورى هاى شخص مفسّر، سبب شود که لفظى را که دو معنا دارد و قرینه اى براى تعیین یکى نیست و یا آیه اى را که از نظر مفادّ و هدف مبهم و مجمل است و باید اجمال و ابهام آن را به وسیله آیات دیگرى رفع نمود طورى تفسیر کند که مطابق عقیده پیشین او گردد؛ و به عبارت دیگر: معتقدات قبلى و «پیشداورى هاى» شخصى سبب شود، که آیه را (بدون قرینه و شاهد) مطابق اعتقاد خود تفسیر کند و به جاى این که قرآن را هادى و رهبر خود قرار دهد، قرآن را بر عقاید خود تطبیق نماید. تا آن جا که اگر چنین اعتقاد قبلى وجود نداشت، هرگز حاضر نبود آیه را همان طور تفسیر کند.(5)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تفسیر قرآن، قرآن،
برچسب ها: قرآن، آیات،

پاسخ:

برخى از آیات قرآن دلالت بر مرجعیّت دینى اهل بیت(علیهم السلام) دارند که عبارت اند از:

1 ـ آیه تطهیر: خداوند متعال مى فرماید: « إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(1) «همانا خداوند اراده کرده تا هرگونه رجس و پلیدى را از شما اهل بیت(علیهم السلام) دور کرده و شما را کاملاً پاک نماید.»
شکى نیست که این آیه در شأن اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله)وارد شده است.
سیزده نفر از صحابه و ده ها نفر از علماى اهل سنت این شأن نزول را در کتب خود ذکر کرده اند؛ از جمله:
ترمذى در صحیحش از عمر بن ابى سلمه نقل مى کند که گفت: « نزلت هذه الآیة على النبى(صلى الله علیه وآله): « إِنَّما یُرِیدُ اللهُ ...» فى بیت امّ سلمه، فدعا النبى(صلى الله علیه و آله) فاطمة و حسناً و حسیناً فجلّلهم بکساء و علىًّ خلف ظهره ثم قال: اللّهمّ هؤلآء أهل بیتى فأذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهیراً»؛(2) «هنگامى که آیه تطهیر بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خانه ام سلمه نازل شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) را فرا خواند در حالی که علی(علیه السلام) پشت سرش بود، سپس عبایی را بر روى آنان کشید و عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل بیت من هستند. پس رجس و پلیدى را از آنان دور کن و آنان را پاک فرما».
در اینجا چند نکته را باید متذکر شد:
اولاً: با تصریح این روایت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) اهل بیت خود را معرفى کردند و بین اهل بیت و همسران خود فرق گذاشتند.
ثانیاً: به صراحت خود آیه و دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، اهل بیت(علیهم السلام) از هر گونه خطاء و رجس و پلیدى به دورند، پس هر کس از خطا و گناه و هر گونه پلیدى مبرّا باشد مرجعیت دینى او ثابت است.
2 ـ آیه هدایت: خداوند متعال مى فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ و لِکُلِّ قَوْم هاد»؛(3) «همانا تو بیم دهنده اى و براى هر قومى هدایتگرى مى باشد.»
ادامه مطلب

طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، سوالات،
برچسب ها: اهل بیت، قرآن،

سوال: چرا نمی توان قرآن را به غیر مسلمان داد؟ با این که کتاب آسمانى ما قرآن، هادى ملّت ها و راهنماى جوامع انسانی مى باشد؛ و براى همین هدف باید در اختیار تمام مردم جهان - اعم از مسلمانان و غیر مسلمان - قرار گیرد تا از تعلیمات آن بهره مند گردند و به راه حقیقت هدایت شوند؛ چرا با این حال، در کتاب هاى فقهى مى خوانیم که نمى توان قرآن را به کافر هدیه کرد و یا در اختیار او گذارد؟


پاسخ:

هرگاه قرار دادن قرآن در اختیار غیر مسلمان به منظور هدایت و روشن نمودن و جلب او به سوى اسلام و شناسایى آن باشد و این هدف با ترجمه هاى آن انجام نپذیرد، در این صورت مانعى نخواهد داشت که قرآن را در اختیار او بگذاریم; ولى اگر چنین هدفى در کار نباشد، ممنوع است; زیرا:

بزرگترین گواه حقّانیّت اسلام و معجزه جاویدان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) قرآن است که به صورت یک سند زنده بر تارک اعصار مى درخشد و یکى از راه هاى بهره بردارى از آن این است که به وضع آبرومندى چاپ شود و در سراسر جهان پخش گردد تا افراد حقیقت جو در پرتو آیات آن، با آیین اسلام آشنا گردند; و این خود گواه استوارى محتویات این کتاب است که در هر زمان و مکانى، به تمام ملل جهان عرضه مى شود و جامعه بشرى را در هر عصرى به مطالعه خود دعوت مى کند.
قرآن کریم به پیامبر دستور مى دهد که حتّى در اثناى جنگ، اگر یک فرد غیر مسلمان مایل باشد که کلام خدا (قرآن) را بشنود، پیامبر باید به او اجازه دهد تا به میان مسلمانان بیاید و سخن خدا را بشنود و در صورت تمایل به بازگشت، او را به جایگاه نخستین خود بازگرداند.(1)
با این وصف، حفظ احترام قرآن از این که مورد اهانت قرار گیرد، بر هر فرد مسلمانى لازم است و هرگاه احتمال دهیم که یک فرد غیر مسلمان ممکن است نسبت به قرآن کارى انجام دهد که هتک و جسارت محسوب مى شود، در این صورت نباید آن را در اختیار او قرار دهیم و اگر هم در اختیار داشته باشد، باید به هر نحوى ممکن است از او باز گیریم; و ظاهراً نظر فقهاى اسلامى که مى فرمایند: نمى توان قرآن را در اختیار کافران گذارد، همین صورت است که گفته شده، نه آن صورت که به منظور هدایت باشد.

خلاصه، باید قرآن از دسترس دست هاى آلوده خارج باشد، مگر آن که در پرتو آن احتمال راهنمایى آنان داده شود که در این صورت مى توان در اختیار آنها گذارد.(2)


1. سوره توبه، آیه 6.
2. گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسۀ الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 339


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، مسلمان،

پاسخ:

روایات فراوانى پیرامون مسأله وحى، در منابع اسلامى وارد شده که گوشه هائى از این ارتباط اسرارآمیز پیامبران را با مبدأ وحى روشن مى سازد که در ذیل به چهار مورد آن اشاره مى کنیم:
1 ـ از بعضى از روایات، استفاده مى شود، هنگامى که وحى بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طریق فرشته نازل مى شد، حال پیامبر عادى بود، اما هنگامى که ارتباط مستقیم و بدون واسطه برقرار مى گشت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) سنگینى فوق العاده اى احساس مى کرد، تا آنجا که گاه مدهوش مى شد، چنان که در «توحید صدوق» از امام صادق(علیه السلام)نقل شده که از حضرتش پرسیدند: أَلْغَشْیَةُ الَّتِی کانَتْ تُصِیْبُ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله)إِذا نَزَلَ عَلَیْهِ الْوَحْىُ؟ فَقالَ ذلِکَ إِذا لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَحَدٌ، ذاکَ إِذا تَجَلَّى اللّهُ لَهُ: «آن حالت مدهوشى که به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هنگام وحى دست مى داد چه بود؟ فرمود: این در هنگامى بود که، در میان او و خداوند هیچ کس واسطه نبود و خداوند مستقیماً بر او تجلى مى کرد»!.
2 ـ دیگر این که، هنگامى که جبرئیل بر آن حضرت(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد، بسیار مؤدبانه و توأم با احترام بود، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: کانَ جَبْرَئِیْلُ إِذا أَتَى النَّبِىُّ قَعَدَ بَیْنَ یَدَیْهِ قَعَدَةَ الْعَبْدِ، وَ کانَ لایَدْخُلُ حَتّى یَسْتَأْذَنَهُ: «هنگامى که جبرئیل خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى آمد همچون بندگان در برابر حضرتش مى نشست و هرگز بدون اجازه وارد نمى شد»!.
3 ـ از روایات دیگرى استفاده مى شود پیامبر(صلى الله علیه وآله) با یک توفیق الهى (و شهود باطنى) «جبرئیل» را به خوبى تشخیص مى داد، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: ما عَلِمَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) أَنَّ جَبْرَئِیْلَ مِنْ قِبَلِ اللّهِ إِلاّ بِالتَّوْفِیْقِ: «پیامبر(صلى الله علیه وآله) نمى دانست، جبرئیل از طرف خدا است مگر از طریق توفیق الهى».

ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: وحى، اهل بیت(ع)،

جواب:

امامان معصوم(علیهم السلام) در زنده نگهداشتن یاد و نام شهیدان کربلا، به عنوان کامل ترین الگوهاى فداکارى و ایثار در راه نجات امّت، به خصوص سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در مناسبت هاى مختلف سعى و تلاش فراوانى نمودند و هیچ فرصتى را در زنده نگهداشتن یادشان فروگذار نکردند.

بى تردید، احیاى نام و یاد این مردان بزرگ، الهام بخش بوده و به زندگى انسان ها جهت مى دهد و روح فداکارى و ایثار را زنده کرده و آدمى را در برابر مشکلات و حوادث سخت، مقاوم و استوار مى سازد. ذکر این صالحان و طرح فضایل اخلاقى و روح حماسى شان باعث مى شود که هر قوم و ملّتى ـ به خصوص مسلمین ـ از آنها الگو گرفته و به آنان تأسّى و اقتدا کنند.(1)

پی نوشت:

(1) . گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص49.


طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، زندگی بزرگان، سوالات، جوانان،
برچسب ها: امام حسین(ع)، کربلا،

تاریخ : 1392/02/8 | 12:36 | نویسنده : م. کاظمی
یکی از ویژگى هاى منحصر به فرد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) كه هیچ یك از اولیاء و اوصیاء، حتى امامان و پیشوایان پاك اسلام(صلوات الله علیهم اجمعین) آن را دارا نبودند، آن است كه حضرت رسول بر دستهاى حضرت زهراء بوسه زده است؛ نه یكبار، بلكه چندین بار، نه در یك جا بلكه در جاها و مواضع گوناگون.
هرگاه حضرت زهرا بر رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) وارد مى شد، حضرت دستش را گرفته و مى بوسید و او را در جایگاه خود مى نشانید.(1)
روزى حضرت زهرا(علیها السلام) به خدمت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله و سلم) رسید. حضرت از او استقبال كرده دستهایش را بوسید و بعد به هنگام خداحافظى بار دیگر بر دستهایش بوسه زد و او را بدرقه فرمود. راوى گوید عرض كردم: اى رسول خدا چنین كارى را درباره هیچ کس، از شما ندیده ام... پیامبر فرمود: من این كار را جز به فرمان پروردگارم انجام ندادم.
در اینجا مناسب است به حدیثى ساختگى كه در برخى از كتب اهل سنت آمده است اشاره كنیم، در كتاب «الاصابة فى تمییز الصحابه» به نقل از انس روایت شده كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) بعد از بازگشت از جنگ تبوك، هنگامى كه سعد بن معاذ انصارى به استقبال پیامبر آمد حضرت به او فرمودند:«این چیست كه بر دستان تو مى بینم؟» عرض كرد: این آثار سنگ و ماله كشى است كه براى گذران زندگى و مخارج اهل و عیالم زحمت مى كشم، رسول خدا دست او را بوسیده و فرمود:«این دستى است كه آتش به آن نخواهد رسید».(2)
سیوطى در كتاب «اللئالى المصنوعه» در رد این حدیث می گوید: این حدیث باطل است، چرا که سعد بن معاذ بعد از غزوه بنى قریظه به خاطر تیرى كه به او اصابت كرده بود از دنیا رفت و در زمان غزوه تبوك زنده نبوده است.(3)
و نیز ابن اثیر در کتاب «اسد الغابه» می گوید: سعد بن معاذ در هیچ یك از غزوات رسول خدا تخلف نكرد، و كسانى كه از غزوات پیامبر تخلف كرده بودند معروف و شناخته شده اند و در بین آنها اسم «سعد» وجود ندارد و به علاوه اینکه كسى كه از جنگ تخلف كند شایسته ملامت و سرزنش است - نه دست بوسی-، حال چگونه حضرت دست او را بوسیده و با او مصافحه كرده است؟!
و اگر گفته شود: آن كسى كه حضرت رسول بر دست او بوسه زده، فرد دیگرى غیر از این سعد بن معاذ بوده است، خواهم گفت: صاحب «الاصابه» نیز به این احتمال اشاره كرده و آن را ضعیف دانسته و گفته است كه خطیب با اسناد واهى و ابوموسى با اسناد مجعول این را روایت كرده اند(4). (5)
(1). ملتقی البحرین، مرندی نجفی، ص 24.
(2). الاصابه فى تمییز الصحابه، ج 2، ص 38.
(3). اللئالى المصنوعه، جلال الدین سیوطی، ج2، ص154.
(4). اسد الغابه، ابن اثیر، ج2، ص338.
(5). گردآوری از کتاب: فاطمه زهرا (سلام اله علیها) شادمانی دل پیامبر(صلی الله علیه و آله)، سیّد حسن افتخار زاده، ص 174 تا176.

 



طبقه بندی: یادگاران رسول (ص)، شیعه،
برچسب ها: حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه، پیامبر(ص)،

پاسخ:

در آیه 26 سوره «بقره» مى خوانیم: «خداوند از این که به موجودات ظاهراً کوچکى مانند پشه و یا بالاتر از آن مثال بزند هرگز شرم نمى کند» (إِنَّ اللّهَ لایَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَه). چرا که مثال باید موافق مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، مثال وسیله اى است براى تجسم حقیقت، گاهى که گوینده در مقام تحقیر و بیان ضعف مدعیان است بلاغت سخن ایجاب مى کند که براى نشان دادن ضعف آنها، موجود ضعیفى را براى مثال انتخاب کند. مثلاً در آیه 73 سوره «حج» مى خوانیم: إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوب: «آنها که مورد پرستش شما هستند هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتى اگر مگس چیزى از آنها برباید آنها قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلب کننده ضعیف است و هم طلب شونده». ملاحظه مى کنید در اینجا هیچ مثالى بهتر از مگس یا مانند آن نیست تا ضعف و ناتوانى آنها را مجسم کند. و نیز در سوره «عنکبوت» آیه 41 وقتى که مى خواهد ناتوانى بت پرستان را در تکیه گاه هائى که براى خود انتخاب کرده اند، مجسم سازد آنها را تشبیه به عنکبوتى مى کند که آن لانه سست را براى خود انتخاب کرده است، که سُست ترین خانه ها در جهان خانه عنکبوت است (مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون). مسلماً اگر در این گونه موارد به جاى این مثال هاى کوچک، مثل هاى بزرگى از آفرینش کواکب و آسمان هاى پهناور قرار داده شود، بسیار نامناسب خواهد بود، و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نیست. اینجا است که خداوند مى فرماید: ما ابا نداریم از این که به پشه مثال بزنیم و یا بالاتر از آن، تا حقایق عقلانى را در لباس مثال هاى حسّى بریزیم و در اختیار بندگان قرار دهیم. خلاصه این که: هدف رساندن مطلب است، مثال ها نیز باید قبائى باشد درست متناسب قامت مطالب. در این که منظور از: فَما فَوْقَه «پشه یا بالاتر از آن» چیست؟ مفسران دو گونه تفسیر کرده اند: گروهى گفته اند: منظور «بالاتر از آن در کوچکى» است، زیرا مقام، مقام بیان کوچکى مثال است، و برترى نیز از این نظر مى باشد، این درست به آن مى ماند که گاه به کسى بگوئیم تو چرا براى یک تومان این همه زحمت مى کشى، شرم نمى کنى؟ او مى گوید: شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحمت مى کشم، حتى براى یک ریال! بعضى دیگر گفته اند: مراد «بالاتر از نظر بزرگى» است، یعنى خداوند هم مثال هاى کوچک را مطرح مى کند و هم مثال هاى بزرگ را، درست مطابق مقتضاى حال. ولى تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد. پس از آن، در دنبال این سخن مى فرماید: «اما کسانى که ایمان آورده اند مى دانند آن مطلب حقى است از سوى پروردگارشان» (فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِم). آنها در پرتو ایمان و تقوا از لجاجت، عناد و کینه توزى با حق دورند. و مى توانند چهره حق را به خوبى ببینند، و منطق مثل هاى خدا را درک کنند. «ولى آنها که کافرند مى گویند: خدا چه منظورى از این مثال داشته که مایه تفرقه و اختلاف شده، گروهى را به وسیله آن هدایت کرده، و گروهى را گمراه»؟! (وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً). این خود، دلیل بر آن است که این مثل ها از ناحیه خدا نیست; چرا که اگر از ناحیه او بود همه آن را پذیرا مى شدند!! ولى خداوند در یک جواب کوتاه و قاطع به آنها پاسخ مى گوید که: «تنها فاسقان و گنهکارانى را که دشمن حق اند به وسیله آن گمراه مى سازد» (وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ). بنابراین، تمام این سخنان، سخنان خدا است و نور و هدایت است، چشم بینا مى خواهد که از آن استفاده کند، و اگر این کوردلان، به مخالفت و لجاج برمى خیزند، بر اثر نقصان و کمبود خودشان است، و گرنه در این آیات الهى نقصى وجود ندارد.(1)

1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 184.


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، خداوند، سوره، بقره،

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic