تبلیغات
قرآن برای اهل یقین(شعبه1) - آیا نماز خواندن و دعا در كنار قبر انبیاء و اولیاء مشروع است؟

پاسخ:

از جمله مسائلى كه وهابیان به آن حساسیت خاصى دارند، دعا نزد قبور اولیاء و نماز خواندن در آن مكان ها است. مدّتى این مسأله به عنوان عمل مكروه در میان آنان تلقى مى شد، و مى گفتند: «الصلاة فى المساجد والبیوت أفضل منها عند قبور الأولیاء والصالحین».(1)

این مسأله به مرور زمان از مرحله مكروه به مرحله ممنوع سپس به مرحله شرك رسیده است، اكنون این مسأله را بر قرآن وسیره مسلمین عرضه مى كنیم تا حكم آن روشن شود.
1. قرآن به زائران خانه خدا دستور مى دهد كه در مقام ابراهیم نماز بگزارند و مى فرماید:
« وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى...».(2)
(آنگاه كه كعبه را زیارتگاه مردم و جایگاهى امن قرار دادیم، و از مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود برگزینید).
اكنون سئوال مى شود: چرا خدا فرمان مى دهد كه از مقام ابراهیم نمازگاهى براى خود انتخاب كنند. آیا مطلب جز این است كه مى خواهد از جاى آن معلّم توحید، تبرك جوییم؟
در این صورت آیا میان مقام ابراهیم و مقام پیامبر اسلام، تفاوتى هست؟ ویا میان مقام پیامبران و آرامگاه آنان كه اجساد آنان را در برگرفته، فرقى هست؟
2. طبق احادیث، پیامبر گرامى در شب معراج، در مدینه و طور سینا و بیت لحم فرود آمد و در آنجا نماز خواند جبرئیل به او گفت: اى پیامبر خدا! مى دانى كجا نماز خواندى؟ تو در «طیبه» نماز خواندى كه به آنجا هجرت خواهى كرد. و در طور سینا نماز گزاردى كه خدا در آنجا با موسى سخن گفته است؛ و در بیت لحم نماز گزاردى كه عیسى در آنجا متولد شده است. (3)
آیا با توجه به این حدیث مى توان بین زادگاه و آرامگاه تفاوتى قائل شد؟ یا این كه آن آیه و این روایت همگى به یك ضابطه كلى اشاره مى كنند و آن اینكه زمینى كه با بدن رجال توحید و مردان خدا در تماس بوده و هست؛ جاى مباركى است و چه بهتر كه انسان در آن نقطه خدا را عبادت كند، و همه مى دانیم، پرستش در این جایگاه ها، عبادت انسان ها نیست، بلكه پرستش خدا در اماكن متبرك است.
گاهى تلاش هاى یك انسان صبور و یك زن باایمان، سبب مى شود كه جاى پاى او، عبادتگاه شود و انسان ها در آن نقطه خدا را پرستش كنند، مانند هاجر مادر اسماعیل كه چون در راه خدا صبر كرد و رنج ها را تحمل نمود، خدا جاى پاى او را محل عبادت قرار داد، و فرمان داد كه زائران خانه خدا، بین صفا و مروه سعى كنند، همچنان كه هاجر سعى كرده بود. اگر صبر وبردبارى این بانوى بزرگ سبب شده است كه جایگاه قدم هاى او متبرك و محل عبادت زائران خدا گردد، چرا جایگاهى كه پیكر مطهر نبى أعظم (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) را در برگرفته، مبارك و مقدس نباشد، در حالى كه او بیش از «هاجر» در راه خدا متحّمل مصائب و مشكلات شده است!
شگفت اینجاست كه ابن القیم، شاگرد ابن تیمیه، ناخود آگاه به این حقیقت اعتراف كرده است. وى مى گوید: سرانجام، بردبارى هاجر و فرزند او بر دورى و تنهائى، و آمادگى مادر براى ذبح فرزند، به اینجا منتهى شد كه اثر پاى مادر و فرزند، مركز عبادت مردان و زنان مؤمن قرار گرفت، این سنت خداست كه به هر كسى از مخلوقات كه بخواهد، رفعت مى بخشد.(4)
3. مسلمانان جهان، چهارده قرن است كه در كنار قبر پیامبر به پرستش خدا مى پردازند. اگر نماز در كنار قبور پیامبران، مكروه و یا حرام و باطل است، پس چرا احدى از صحابه و تابعان و علما بر این مطلب اعتراض نكرده اند؟ و اگر كسى در مسجد پیامبر در قسمت صفه نماز بگزارد، قبر پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) پیش روى او قرار خواهد گرفت. آیا مى توان گفت: چنین نمازى باطل و یا مكروه است؟
4. همگى با مقام والاى دخت پیامبر گرامى آشنا هستیم. او بانوى بزرگى است كه پیامبر در حق او فرمود:« فاطمةُ بَضْعَةٌ مِنّى فَمَنْ أغْضَبَها أغْضَبَنى*»(5)(فاطمه پاره تن من است پس كسى كه او را خشمگین كند مرا خشمگین كرده است)؛ همین دخت پیامبر گرامى (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) روزهاى جمعه به زیارت قبر عموى خود حمزه مى رفت، نماز مى گزارد و در كنار قبر او اشك مى ریخت.(6)
5. همسر پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) عایشه، سالیانى دراز پس از آن حضرت زندگى كرد و در حجره اى كه بدن پیامبر را در آن به خاك سپرده بودند، نماز مى گزارد و خدا را عبادت مى كرد واحدى به او چنین اعتراضى نكرد.
سمهودى در وفاء الوفا یاد آور مى شود كه عایشه گفت: تا روزى كه عمر را در حجره من به خاك سپردند، فاصله اى میان من و قبور سه گانه نبود، ولى از آن به بعد، دیوارى میان من و قبور ساخته شد.(7)
این مسأله نشان مى دهد كه همسر پیامبر قریب پانزده سال در كنار قبر رسول خدا(صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) نماز گزارده و هرگز در هیچ تاریخى ذكر نشده كه وى براى اقامه نماز از حجره خارج مى شده است.
6. همگى مى دانیم كه «حجر إسماعیل» آرامگاه هاجر و فرزند او، اسماعیل است و احدى از فقها فتوا نداده است كه نماز در حجر اسماعیل، مكروه ویا باطل است و همچنین در قسمت های دیگر مسجد الحرام كه قبور انبیاء و اولیاء می باشد(8).
اما این گروه، نه تنها نماز در كنار قبور انبیاء و شهداء را تحریم مى كنند، بلكه معتقدند به هنگام دعا نباید به حجره پیامبر نگریست، بلكه باید رو به قبله ایستاد و دعا كرد، درحالى كه ابو جعفر منصور در حرم پیامبر از فقیه مدینه، مالك بن انس پرسید: آیا من روبه قبله بایستم و دعا كنم، یا به قبر پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) رو كنم و خدا را بخوانم؟ مالك در پاسخ گفت: چرا از پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) روى مى گردانى، در حالى كه او وسیله نجات تو وپدرت آدم است. به سوى پیامبر رو كن و از او شفاعت بخواه. خدا او را شفیع تو قرار می دهد.(9)
با توجه به این دلایل ششگانه، دیگر دلیلى ندارد كه مشاهد انبیا و اولیا را حتى از زمین هاى موات هم بى ارزش تر بدانیم، در حالى كه نماز در آن اماكن صحیح ومقبول است.
(1).رسالة زیارة القبور، ص 160.
(2). بقره/ 125.
(3). جلال الدین سیوطى، خصائص كبرى، 1/ 154.
(4). ابن القیم، زاد المعاد: 1/ 17، چاپ قاهره، افست، دارالفكر، و متن عبارت او چنین است: «إنّ عاقبة صبر هاجر وابنها على البعد والوحدة والغربة والتسلیم إلى ذبح الولد آلت إلى ما آلت إلیه من جعل آثارهما ومواطئ أقدامهما مناسك لعباده المؤمنین ومتعبدات لهم إلى یوم القیامة وهذه سنته تعالى فیمن یرید رفعه من خلقه».
(5). بخارى، صحیح، ج 5، باب مناقب قرابة رسول اللّه (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) ، حدیث 3714.
(6). بیهقى، سنن، 4/ 78، حاكم، مستدرك الصحیحین، 1/ 377.
(7). سمهودى، وفاء الوفا، ج 2، ص 544.
(8) . طبق گفته اهل تسنن مدفونین در مسجد الحرام عبارتند از:
1. حضرت اسماعیل (علیه السلام) و مادرش هاجر و دخترهاى او كه شوهر نرفته بودند و قبور آنان در حجر اسماعیل است(كما رواه الامام الازرقى).
2. حضرت نوح و هود و صالح و شعیب علیهم السلام و قبور آنان بین زمزم و حجر است (فقد ورد فی الحدیث «... نوح وهود و صالح و شعیب، قبورهم بین زمزم و الحجر»).
3. نود و نه پیغمبر كه قبورشان بین ركن و مقام، تا زمزم است(عن عبدالرحمان بن سابط یقول: سمعت عبداللَّه بن خمرةالسلولى یقول: ما بین الركن الى المقام الى زمزم قبر تسعة وتسعین نبیّاً، جاؤوا حجّاجاً فقبروا هنالك).
به كتاب التاریخ القویم، لمكة و بیت اللَّه الكریم، تألیف محمد طاهر الكردى المكى، ج 2، ص 580 مراجعه شود.
(9). همان، ج 4، ص 1376.


طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: انبیاء، اولیاء، دعا، نماز،