تبلیغات
قرآن برای اهل یقین(شعبه1) - حجاب اسلامی
تاریخ : 1392/06/3 | 10:54 | نویسنده : م. کاظمی
این بحث را از قرآن شروع می كنیم. آیات مربوط بدین موضوع در دو سوره از قرآن آمده است: یكی سوره " نور " و دیگر سوره " احزاب ". ما تفسیر آیات را بیان می كنیم و سپس به مسائل فقهی و بحث روایات و نقل فتوای فقهاء می پردازیم. در سوره نور آیه ای كه مربوط به مطلب است آیه 31 می باشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حكم مقدمه این آیه می باشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع می كنیم: « یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون ( 27 ) فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لكم و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكی لكم و الله بما تعملون علیم ( 28 ) لیس علیكم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسكونة فیها متاع لكم و الله یعلم ما تبدون و ما تكتمون ( 29 ) قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبیر بما یصنعون ( 30 ) و قل للمؤمنات یغضضن من » ²ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء، و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلكم تفلحون (31).
ای كسانی كه ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنكه قبلا آنان را آگاه سازید. و بر اهل خانه سلام كنید. این برای شما بهتر است. باشد كه پند گیرید.
اگر كسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گردید، بازگردید كه پاكیزه تر است برای شما. خدا بدانچه انجام می دهید داناست
باكی نیست كه در خانه هائی كه محل سكنا نیست و نفعی در آنجا دارید ( بدون اجازه ) داخل شوید. خدا آنچه را آشكار می كنید و آنچه را نهان می دارید آگاه است. به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ كنند. این برای شما پاكیزه تر است. خدا بدانچه می كنید آگاه است. به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامنهای خویش حفظ كنند و زیور خویش آشكار نكنند مگر آنچه پیدا است، سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند، زیور خویش آشكار نكنند مگر برای شوهران، یا پدران، یا پدر شوهران، یا پسران، یا پسر شوهران، یا برادران، یا برادر زادگان، یا خواهرزادگان ، یا زنان، یا مملوكانشان، یا مردان طفیلی كه حاجت به زن ندارند، یا كودكانی كه از راز زنان آگاه نیستند ( یا بر كامجوئی از زنان توانا نیستند ) و پای به زمین نكوبند كه زیورهای مخفیشان دانسته شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد كه رستگار شوید.
مفاد آیه اول و دوم اینست كه مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه كسی داخل شوند. در آیه سوم مكانهای عمومی و جاهائی كه برای سكونت نیست از این دستور استثناء می گردد. سپس دو آیه دیگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با یكدیگر كه شامل چند قسمت است: 1 - هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظر بازی اجتناب كند.
2 - مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاكدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد
3 - زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشكار نسازند و در صدد تحریك و جلب توجه مردان برنیایند.
4 - دو استثناء برای لزوم پوشش زن ذكر شده كه یكی با جمله " « و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها »" بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و دیگری با جمله " « و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن »الخ " ذكر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز می كند.
ما به ترتیب در مفاد این آیات بحث می كنیم.
**129*
استیذان
از نظر اسلام هیچكس حق ندارد بدون اطلاع و اجازه قبلی به خانه دیگری داخل شود
در بین اعراب، در محیطی كه قرآن نازل شده است، معمول نبوده كه كسی برای ورود در منزل دیگران اذن بخواهد. در خانه ها باز بوده همانطوری كه الان هم در دهات دیده می شود هیچوقت رسم نبوده است - چه شب و چه روز - كه درها را ببندند. زیرا بستن درها از ترس دزد است و در آنجاها چنین ترسی وجود نداشته است. اولین كسی كه دستور داد برای خانه های مكه مصراعین یعنی دو لنگه در قرار دهند، معاویه بود و هم او دستور داد كه درها را ببندند.
به هر حال چون در خانه ها همیشه باز بود و اجازه گرفتن هم بین عربها متداول نبود و حتی اجازه خواستن را نوعی اهانت نسبت به خود می دانستند سرزده و بی اطلاع قبلی وارد خانه های یكدیگر می شدند. اسلام این رسم غلط را منسوخ كرد، دستور داد سرزده داخل خانه های مورد سكونت دیگران نشوند. روشن است كه فلسفه این حكم دو چیز است: یكی موضوع ناموس یعنی پوشیده بودن زن، و از همین جهت این دستور با آیات پوشش یك جا ذكر شده است. دیگر اینكه هر كسی در محل سكونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران بفهمند. حتی دو نفر رفیق صمیمی هم باید این نكته را رعایت كنند زیرا ممكن است دو دوست یكرنگ در عین یگانگی و یكرنگی، هر كدام از نظر زندگی خصوصی اسراری داشته باشند كه نخواهند دیگری بفهمد.
بنابراین نباید فكر كرد كه دستور استیذان اختصاص دارد به خانه هائی كه در آنها زن زندگی می كند. این وظیفه مطلق و عام است. مردان و زنانی كه مقید به پوشش هم نیستند ممكن است در خانه خود، وضعی داشته باشند كه نخواهند دیگران آنان را به آن حال ببینند. به هر حال این دستوری است كلی تر از حجاب، فلسفه اش هم كلی تر از فلسفه حجاب است.
جمله " « حتی تستأنسوا »" كه به معنی اینست: تا استعلام نكرده اید وارد نشوید، به عیب سرزده وارد شدن اشعار دارد. این كلمه از ماده " انس " است كه نقطه مقابل وحشت و فزع است. این كلمه می فهماند كه ورود شما به خانه ای كه دیگران در آن سكونت دارند می باید با استعلام و جلب انس باشد، نباید سرزده وارد شوید كه موجب وحشت و فزع و ناراحتی گردد.
روایاتی وارد شده كه پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله دستور فرمودند: برای استعلام ذكر خدا گفته شود مانند سبحان الله، یا الله اكبر، و غیره . در بین ما معمول است یا الله می گوئیم، این رسم از همین دستور الهام می گیرد.
از رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم سؤال شد آیا حكم اجازه خواستن شامل خانه فامیل و خویشان نزدیك هم می شود؟ آیا برای ورود در خانه مادر یا دخترمان هم باید اذن بگیریم؟ در جواب فرمود آیا اگر مادر تو در اتاق خود برهنه باشد و تو سرزده وارد شوی پسندیده است؟ عرض شد: نه. فرمود پس اذن بگیرید.
رسول اكرم شخصا این دستور را اجراء می كردند و به اصحاب خویش هم توصیه و تأكید می كردند. دانشمندان شیعه و سنی نقل كرده اند كه رسم پیغمبر اكرم این بود كه پشت در خانه می ایستاد و می فرمود: " « السلام علیكم یا اهل البیت » ". اگر اجازه ورود می دادند وارد می شد و اگر جواب نمی شنید نوبت دوم و سوم سلام را تكرار می فرمود، زیرا واقعا امكان دارد شخصی كه در خانه است در نوبت اول یا دوم صدا را نشنیده باشد ولی اگر در نوبت سوم هم جواب نمی شنید مراجعت می كرد و می فرمود یا در خانه نیستند و یا آنكه میل ندارند ما وارد بشویم. این دستور را در مورد خانه دخترش زهرا علیه السلام نیز اجرا می فرمود.
یك نكته كه باید در تفسیر این آیه متذكر شویم اینست كه كلمه " بیوت " جمع " بیت " به معنای اتاق است. در زبان عربی لغتی كه به معنی " خانه " در اصطلاح امروز فارسی به كار می رود لفظ " دار " است. البته در قسمتی از نقاط ایران مانند خراسان كلمه خانه را نیز به اتاق اطلاق می كنند. به هر حال بیوت به معنای اتاقها است و از اینجا چنین نتیجه گرفته می شود كه استیذان مربوط به داخل شدن در اتاق اشخاص است نه به ورود در حیاط منزله.
ولی باید توجه داشت كه در بین اعراب چون در خانه ها همیشه باز بود، قهرا حیاط جنبه خصوصی پیدا نمی كرد و اگر كسی می خواست در خانه خود فرضا لخت شود به داخل اتاق می رفت. ولی در جائی كه حیاط حكم اتاق را پیدا كرده است - چنانكه الان در زندگی ما اینطور است - زیرا در بسته است و دیوارها هم بلند است و اگر چه كاملا مانند اتاق پناهگاه و خلوت شمرده نمی شود ولی باعخره تا حدی جنبه خصوصی دارد، در چنین جاهائی حكم وجوب استیذان در حیاط هم جاری است.
در پایان آیه می فرماید: " « ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون »" یعنی این برای شما بهتر است، یعنی دستوری كه شما دادیم بی دلیل نیست، فلسفه دارد، مصلحت شما در آنست. باشد كه متوجه شوید و مصلحت آنرا دریابید.
سپس در آیه دوم می فرماید: اگر پس از استعلام و استجازه دریافتید كه كسی در خانه نیست، وارد نشوید مگر اینكه به شما اجازه داده شود، مثلا صاحب خانه كلید خانه را به شما بدهد یا خودش حضور داشته باشد و اجازه بدهد.
بعد می فرماید: " « و اذا قیل لكم ارجعوا فارجعوا »" اگر صاحب خانه به شما گفت برگردید نمی توانیم شما را بپذیریم، شما هم برگردید و ناراحت نشوید.
قبلا گفتیم اعراب اجازه خواستن را ننگ می شمردند. و این از نادانی آنها بود، كما اینكه الان هم در اجتماع ما نپذیرفتن وارد، هر چند به موجب عذری باشد، اهانت به وارد تلقی می شود، و این از نادانی ما است. اگر كسی به در خانه ای برود و صاحب خانه بگوید من الان وقت ندارم شما را بپذیرم به او بر می خورد، و چه بسا قهر كند و هر جا بنشیند بگوید من رفتم به در منزل فلانی، مرا راه نداد. این هم یك نادانی و جهالت است.
ما باید دستور قرآن را در این باره به كار ببندیم. به كار بستن این دستور، تكلفات و ناراحتیهای زیادی را از ما دور می سازد. یك سلسله دروغها و خلاف گوئی ها معلول همین رفتار نادرست و توقعهای نابجا است كه در بین ما رائج می باشد.
شخصی بدون اطلاع قبلی، در خانه شخص دیگری را می زند. صاحب خانه میل ندارد او را بپذیرد، بسا هست كه كارهای لازمی دارد و آمدن این شخص مزاحمت است، می گوید بگوئید فلانی در خانه نیست. شخص وارد غالبا این دروغها را می فهمد. شخص وارد خلاف می كند كه بدون تعیین وقت قبلی توقع دارد او را بپذیرند و صاحب خانه هم آن قدر شهامت و صراحت ندارد كه بگوید معذرت می خواهم فعلا وقت ندارم بپذیرم، و اگر بگوید وقت ندارم، باز آن شخص وارد آن قدر فهم ندارد كه عذر او را بپذیرد، تا آخر عمر گله می كند كه رفتم به در خانه فلان شخص و او مرا نپذیرفت.
اینست كه در اینگونه مواقع هم دروغ گفته می شود و هم رنجش پدید می آید. ولی اگر دستور قرآن رعایت شود نه دروغی گفته می شود و نه رنجشی پدید می آید. لهذا می فرماید: " « ذلكم ازكی لكم » " یعنی این روش كه به شما یاد دادیم برای شما پاكیزه تر است. " « و الله بما تعملون علیم »" یعنی خدا به آنچه می كنید دانا است.
در اینجا قضیه ای مربوط به مرحوم آیة الله بروجردی به یاد دارم نقل می كنم: در سالهائی كه در قم بودم، یك وقت یكی از خطبای معروف ایران به قم آمد و اتفاقا دید و بازدید ایشان در حجره بنده بود. در آنجا از ایشان دیدن می شد. یك روز در مدت اقامت ایشان در قم، شخصی در وقت نامناسبی ایشان را به خانه آیة الله بروجردی برده بود. آن موقع یك ساعت قبل از وقت درس ایشان بود و معمولا ایشان در آن وقت مطالعه می كردند و كسی را نمی پذیرفتند. در می زنند و به نوكر می گویند به آقا بگوئید فلانی به ملاقات شما آمده است. نوكر پیغام را می رساند و بر می گردد و می گوید آقا فرمودند من فعلا مطالعه دارم، وقت دیگری تشریف بیاورید. آن شخص محترم هم برگشت و اتفاقا همانروز به شهر خود مراجعت كرد. همانروز آیة الله بروجردی برای درس آمدند، من را در صحن دیدند و فرمودند: " من بعد از درس برای دیدن فلانی به حجره شما می آیم " گفتم ایشان رفتند. فرمودند: " پس وقتی ایشان را دیدی بگو: حال من، وقتی تو به دیدن من آمدی، مانند حال تو بود وقتی می خواهی برای ایراد سخنرانی آماده شوی. من دلم می خواست وقتی با هم ملاقات كنیم كه حواس من جمع باشد و باهم صحبت كنیم و در آن موقع من مطالعه داشتم و می خواستم برای درس بیایم ". پس از مدتی من آن شخص را ملاقات كردم و معذرت خواهی آیة الله بروجردی را ابلاغ كردم، و شنیده بودم كه بعضی از افراد وسوسه كرده بودند و به این مرد محترم گفته بودند: تعمدی در كار بوده كه به تو توهین شود و ترا از در خانه برگردانند. من به آن مرد محترم گفتم: آیة الله بروجردی می خواستند به دیدن شما بیایند و چون مطلع شدند كه شما حركت كردید معذرت خواهی كردند.
آن مرد جمله ای گفت كه برای من جالب بود. گفت: " نه تنها به من یك ذره بر نخورد، بلكه خیلی هم خوشحال شدم، زیرا ما اروپائیها را می ستاییم كه مردمی صریح هستند ورود رواسیهای بیجا ندارند. من كه قبلا از ایشان وقت نگرفته بودم، غفلت كرده در وقت نامناسبی رفته بودم. من از صراحت این مرد خوشم آمد كه گفت حالا من كار دارم. آیا این بهتر بود یا اینكه با ناراحتی مرا می پذیرفت و دائما در دلش ناراحت بود و با خود می گفت این بلا چه بود كه بر من نازل شد، وقت مرا گرفت و درس مرا خراب كرد؟! من بسیار خوشحال شدم كه در كمال صراحت و رك گوئی مرا نپذیرفت. چقدر خوبست مرجع مسلمین اینطور صریح باشد ".
برگردیم به تفسیر آیات: در آیه بعد می فرماید: " « لیس علیكم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسكونة فیها متاع لكم »". در این آیه استثناء قائل شده است. مفاد آیه اینست كه دستوری كه درباره كسب اذن داده شد مخصوص خانه های مسكونی است، یعنی مخصوص جاهائی است كه محل زندگانی خصوصی افراد است و جنبه خلوتگاه دارد، اما جاهائی كه اینطور نیست و رفت و آمد در آنجا عمومی است، این حكم را ندارد و لو آنكه متعلق به دیگران باشد. مثلا اگر شما در یك پاساژ، یا شركت، یا مغازه كار دارید لازم نیست جلو در بایستید و اذن ورود بخواهید. همچنین حمام عمومی كه درش باز است . در این موارد كسب اذن لازم نیست. بر شما باكی نیست در خانه هائی كه مسكون نیست و در آنجا كاری دارید بدون اجازه وارد شوید.
از قید " « فیها متاع لكم »" فهمیده می شود كه ورود انسان در اینگونه مكانها در صورتی است كه كاری دارد و الا مزاحمت برای صاحبان آن مكانها نباید فراهم شود.
" « و الله یعلم ما تبدون و ما تكتمون »" یعنی و خدا به آشكار و نهان شما آگاه است، از قصد و نیت شما با خبر است كه به چه منظور وارد خانه و محل كار كسی می شوید
آیه بعد می فرماید: "« قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم "... یعنی بگو به مردان مؤمن كه دیده های خود را بخوابانند و عورت خویش را حفظ كنند..

نام كتاب : مسئله حجاب مسئله حجاب متفكر شهید استاد مرتضی مطهری
 چاپ مكرر : بهار 1368
 ناشر : انتشارات صدرا



طبقه بندی: حجاب و عفاف،
برچسب ها: حجاب اسلامی، حجاب، اسلامی،