تبلیغات
قرآن برای اهل یقین(شعبه1) - مطالب بهمن 1391


حق چو دید آن نور مطلق در حضور
                                               آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
                                              پاک دامن تر زاو موجود نیست




طبقه بندی: اخبار،
برچسب ها: میلاد نبی اکرم (ص)، امام صادق(ع)،

جواب: با اندکى تأمل در آیه 47 سوره «یس» پاسخ این سوال روشن مى شود. خداوند مى فرماید: «هنگامى که به آنها گفته شود: از آنچه خدا به شما روزى کرده است در راه او انفاق کنید، کافران به مؤمنان مى گویند: آیا ما کسى را اطعام کنیم که اگر خدا مى خواست او را سیر مى کرد؟ شما تنها در گمراهى آشکارید»! (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فِی ضَلال مُبِین).
این، همان منطق بسیار عوامانه اى است که، در هر عصر و زمان از ناحیه افراد خود خواه و بخیل، مطرح مى شود که مى گویند: اگر فلانى فقیر است، لابد کارى کرده که خدا مى خواهد فقیر بماند، و اگر ما غنى هستیم لابد عملى انجام داده ایم که مشمول لطف خدا شده ایم، بنابراین، نه فقر آنها و نه غناى ما هیچ کدام بى حکمت نیست!!
غافل از این که: جهان، میدان آزمایش و امتحان است، خداوند یکى را با تنگدستى آزمایش مى کند، و دیگرى را با غنا و ثروت، و گاه یک انسان را در دو زمان، با این دو در بوته امتحان قرار مى دهد که آیا، به هنگام فقر، امانت و مناعت طبع و مراتب شکرگزارى را به جا مى آورد؟ یا همه را زیر پا مى گذارد؟ و به هنگام غنا از آنچه در اختیار دارد در راه او انفاق مى کند، یا نه؟
گر چه بعضى، آیه فوق را بر گروه خاصى، مانند یهود یا مشرکان عرب و یا جمعى از ملحدین و منکران آئین هاى انبیاء، تطبیق کرده اند، ولى ظاهر این است که: آیه مفهوم عامى دارد که در هر عصر و زمانى مصداق هائى براى آن مى توان یافت، هر چند مصداق آن، در عصر نزول آیه، افرادى از یهود یا مشرکان بوده اند، این یک بهانه عمومى، در طول اعصار و قرون بوده و هست، که مى گویند:
اگر رازق خداوند است، پس چرا شما از ما مى خواهید: افراد فقیر را روزى دهیم؟ و اگر خدا خواسته است آنها محروم بمانند، پس چرا ما کسى را بهره مند سازیم که خدا محرومشان ساخته؟
بى خبر از این که: گاه نظام تکوین چیزى ایجاب مى کند، و نظام تشریع چیز دیگر!

به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: سوره یس، اللّهُ،

جواب: خداى متعال براى شناساندن خود در آیه 20 سوره «روم» به سراغ آفرینش انسان، که اولین و مهمترین موهبت الهى بر او است، مى رود و مى گوید: «یکى از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس ناگهان شما انسان هائى شدید که در روى زمین منتشر گشتید» (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُراب ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ).

در این آیه به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده: یکى، آفرینش انسان از خاک، که ممکن است اشاره به آفرینش نخستین انسان، یعنى «آدم» بوده باشد، یا آفرینش همه انسان ها از خاک; چرا که مواد غذائى تشکیل دهنده وجود انسان، همه مستقیماً یا به طور غیر مستقیم از خاک گرفته مى شود.

دیگر تکثیر نسل انسان و انتشار فرزندان «آدم» در سراسر روى زمین است، که اگر ویژگى گسترش در «آدم» آفریده نشده بود، به زودى از میان مى رفت و نسل او برچیده مى شد. راستى خاک کجا؟ و انسانى با این ظرافت کجا؟

اگر پرده هاى ظریف چشم، که از برگ گل هم لطیف تر و حساس تر و ظریف تر است، همچنین سلول هاى فوق العاده حساس و ظریف مغز را در کنار خاک بگذاریم، و با هم مقایسه کنیم، آن گاه مى فهمیم که آفریدگار جهان چه قدرت عجیبى به کار گرفته، که از آن ماده تیره کم ارزش، چنین دستگاه هاى ظریف و دقیق و پر ارزشى را به وجود آورده است؟.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: آفرینش، انسان، سوره،

جواب: امام(علیه السلام) به هر سو یورش می برد و گروه عظیمى را به خاک می افکند.
عمر سعد فریاد برآورد: «آیا مى دانید با چه کس مى جنگید؟ او فرزند همان دلاور میدان ها و قهرمانان عرب است، از هر سو به وى هجوم آورید».
بعد از این فرمان چهار هزار تیرانداز از هر سو امام(علیه السلام) را هدف قرار دادند و از سوى دیگر به جانب خیمه ها حمله ور شدند ومیان آن حضرت و خیامش فاصله انداختند.
امام(علیه السلام) فریاد برآورد:
«وَیْحَکُمْ یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ! إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا أَحْراراً فی دُنْیاکُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ عَرَبَاً کَما تَزْعُمُونَ»؛ (واى بر شما! اى پیروان آل ابى سفیان! اگر دین ندارید و از حسابرسى روز قیامت نمى ترسید لااقل در دنیاى خود آزاده باشید، و اگر خود را عرب مى دانید به خلق و خوى عربى خویش پایبند باشید).
شمر صدا زد: اى پسر فاطمه! چه مى گویى؟ امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا الَّذی أُقاتِلُکُمْ، وَ تُقاتِلُونی، وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ، فَامْنَعُوا عُتاتَکُمْ وَ طُغاتَکُمْ وَ جُهّالَکُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمی ما دُمْتُ حَیّاً»؛ (من با شما جنگ دارم و شما با من، ولى زنان که گناهى ندارند، پس تا زمانى که زنده هستم، سپاهیان طغیانگر و نادان خود را از تعرّض به حرم من باز دارید).
به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات، عاشورا و محرم،
برچسب ها: امام حسین(ع)،

جواب: خداى متعال در آیه 1 سوره «انعام» اشاره به خلقت نور و ظلمت کرده مى فرماید: «خداوندى که مبدأ نور و ظلمت را ایجاد کرد» (وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ)

نکته اى که از این آیه بدست مى آید این است که: همان طور که «نور» مخلوق خداوند است، «ظلمت» هم آفریده او است، در حالى که معروف در میان فلاسفه و دانشمندان علوم طبیعى این است که «ظلمت» چیزى جز «عدم نور» نیست، و این را مى دانیم که نام مخلوق بر معدوم نمى توان گذاشت.

بنابراین، چگونه آیه مورد بحث، ظلمت را جزء مخلوقات خداوند به شمار آورده است؟!

در پاسخ این ایراد مى توان گفت:

اوّلاًـ ظلمت همیشه به معناى ظلمت مطلق نیست، بلکه ظلمت غالباً به معناى نور بسیار کم و ضعیف، در برابر نور فراوان و قوى به کار مى رود، مثلاً: همه مى گوئیم: «شب ظلمانى» با این که مسلّم است: در شب، ظلمت مطلق نیست، بلکه همواره ظلمت شب، آمیخته با نور کم رنگ ستارگان یا منابع دیگر نور مى باشد.

بر این اساس مفهوم آیه این مى شود که: خداوند براى شما روشنى روز و تاریکى شب را که یکى نور قوى و دیگرى نور بسیار ضعیف است، قرار داد، و بدیهى است که ظلمت به این معنى از مخلوقات خدا است.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: انعام، سوره انعام، آیه،

تاریخ : 1391/11/6 | 08:52 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، آیات، لقمان،