تبلیغات
قرآن برای اهل یقین(شعبه1) - مطالب قرآن
پاسخ :
قرآن کریم مریم (س) را بانوی برگزیده ی خدا، بانوی پاک و مطهر، بهترین زنان عصر خود، مظهر عفاف، الگوی مؤمنان، دختری عابد، بسیار راستگو (صدّیقه) و هم سخن با فرشتگان (محدّثه) معرفی کرده است.
آیاتی از قرآن کریم به وضوح جایگاه مریم (س) در اندیشه ی اسلامی را به تصویر کشیده است: «وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ * یا مَرْیمُ اقْنُتی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدی وَ ارْکَعی مَعَ الرّاکِعینَ»(1)
و (به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برترى بخشیده است. اى مریم! (به شکرانه این نعمت) براى پروردگار خود، خضوع کن و سجده به جا آور؛ و با رکوع کنندگان، رکوع کن.»
مریم (س) به عبادت پروردگارش علاقه ای وافر داشت. به گفته ی امام صادق (ع)، مریم (س) دو روز را روزه می گرفت و یک روز را افطار می کرد.(2) بر طبق روایتی، عیسی (ع) پس از مادر بر قبر او حاضر شد و با وی چنین گفت: « ای مادر با من سخن بگو. آیا دوست داری که به دنیا بازگردی؟ مریم (س) گفت: آری به بازگشتن علاقه مندم تا در شب سرد زمستان برای خداوند نماز به پای دارم و در روزهای گرم و سوزان روزه بدارم. ای فرزندم این راه بسیار خوفناک است.»
ادامه مطلب

طبقه بندی: حجاب و عفاف، زندگی بزرگان، قرآن،
برچسب ها: حضرت مریم (س)، اسلامی، عفاف،

تاریخ : 1392/04/8 | 00:56 | نویسنده : م. کاظمی

اشاراتی در عظمت قرآن    [ سخنان آیت الله بهجت(ره)  ]

387. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36]
390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن، سخن بزرگواران،
برچسب ها: قرآن، بهشت، اهل ایمان، اسلام، علیهم السلام، در محضر بهجت،

تاریخ : 1392/03/5 | 10:26 | نویسنده : م. کاظمی

سوال: در روایات متعدّدى وارد شده است که کسى حق ندارد قرآن را به رأى و نظر خویش تفسیر کند و اگر کسى دست به چنین کارى بزند، جایگاه او آتش دوزخ است; مقصود از «تفسیر به رأى» چیست؟


پاسخ: مفسّران و دانشمندان اسلامى بر این نظر اتّفاق دارند که هیچ فردى حق ندارد آیات قرآن را با نظر و رأى شخصى خود تفسیر نماید و احادیث زیادى در این باره نقل شده است که نمونه هایى را در این جا بیان مى کنیم:
1- رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خویش تفسیر کند، براى خود جایى در آتش دوزخ انتخاب کرده است).(1)
2- «مَنْ قالَ فِى الْقُرآن بِرَأْیِهِ(2) فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خود تفسیر کند جایگاهى از آتش براى خود اخذ کند!)(3)
3- «مَنْ فسَّرَ الْقُرآنَ وَ آَصابَ الْحَقّ فَقَدْ اَخْطَأَ»؛ (هرکسى قرآن را به رأى خویش تفسیر کند هرچه هم صحیح باشد، باز خطا کرده است).(4)
این قسمتى از متون احادیثى است که در این مورد وارد شده اند. اکنون باید دید مقصود از تفسیر به رأى و یا تفسیر بدون علم و دانش چیست؟
مفسّران عالیقدر براى تفسیر به رأى سه وجه بیان کرده اند که به همه آنها بطور اجمال اشاره مى نماییم:
1- پیشداورى هاى شخص مفسّر، سبب شود که لفظى را که دو معنا دارد و قرینه اى براى تعیین یکى نیست و یا آیه اى را که از نظر مفادّ و هدف مبهم و مجمل است و باید اجمال و ابهام آن را به وسیله آیات دیگرى رفع نمود طورى تفسیر کند که مطابق عقیده پیشین او گردد؛ و به عبارت دیگر: معتقدات قبلى و «پیشداورى هاى» شخصى سبب شود، که آیه را (بدون قرینه و شاهد) مطابق اعتقاد خود تفسیر کند و به جاى این که قرآن را هادى و رهبر خود قرار دهد، قرآن را بر عقاید خود تطبیق نماید. تا آن جا که اگر چنین اعتقاد قبلى وجود نداشت، هرگز حاضر نبود آیه را همان طور تفسیر کند.(5)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تفسیر قرآن، قرآن،
برچسب ها: قرآن، آیات،

سوال: چرا نمی توان قرآن را به غیر مسلمان داد؟ با این که کتاب آسمانى ما قرآن، هادى ملّت ها و راهنماى جوامع انسانی مى باشد؛ و براى همین هدف باید در اختیار تمام مردم جهان - اعم از مسلمانان و غیر مسلمان - قرار گیرد تا از تعلیمات آن بهره مند گردند و به راه حقیقت هدایت شوند؛ چرا با این حال، در کتاب هاى فقهى مى خوانیم که نمى توان قرآن را به کافر هدیه کرد و یا در اختیار او گذارد؟


پاسخ:

هرگاه قرار دادن قرآن در اختیار غیر مسلمان به منظور هدایت و روشن نمودن و جلب او به سوى اسلام و شناسایى آن باشد و این هدف با ترجمه هاى آن انجام نپذیرد، در این صورت مانعى نخواهد داشت که قرآن را در اختیار او بگذاریم; ولى اگر چنین هدفى در کار نباشد، ممنوع است; زیرا:

بزرگترین گواه حقّانیّت اسلام و معجزه جاویدان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) قرآن است که به صورت یک سند زنده بر تارک اعصار مى درخشد و یکى از راه هاى بهره بردارى از آن این است که به وضع آبرومندى چاپ شود و در سراسر جهان پخش گردد تا افراد حقیقت جو در پرتو آیات آن، با آیین اسلام آشنا گردند; و این خود گواه استوارى محتویات این کتاب است که در هر زمان و مکانى، به تمام ملل جهان عرضه مى شود و جامعه بشرى را در هر عصرى به مطالعه خود دعوت مى کند.
قرآن کریم به پیامبر دستور مى دهد که حتّى در اثناى جنگ، اگر یک فرد غیر مسلمان مایل باشد که کلام خدا (قرآن) را بشنود، پیامبر باید به او اجازه دهد تا به میان مسلمانان بیاید و سخن خدا را بشنود و در صورت تمایل به بازگشت، او را به جایگاه نخستین خود بازگرداند.(1)
با این وصف، حفظ احترام قرآن از این که مورد اهانت قرار گیرد، بر هر فرد مسلمانى لازم است و هرگاه احتمال دهیم که یک فرد غیر مسلمان ممکن است نسبت به قرآن کارى انجام دهد که هتک و جسارت محسوب مى شود، در این صورت نباید آن را در اختیار او قرار دهیم و اگر هم در اختیار داشته باشد، باید به هر نحوى ممکن است از او باز گیریم; و ظاهراً نظر فقهاى اسلامى که مى فرمایند: نمى توان قرآن را در اختیار کافران گذارد، همین صورت است که گفته شده، نه آن صورت که به منظور هدایت باشد.

خلاصه، باید قرآن از دسترس دست هاى آلوده خارج باشد، مگر آن که در پرتو آن احتمال راهنمایى آنان داده شود که در این صورت مى توان در اختیار آنها گذارد.(2)


1. سوره توبه، آیه 6.
2. گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسۀ الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 339


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، مسلمان،

پاسخ:

در آیه 26 سوره «بقره» مى خوانیم: «خداوند از این که به موجودات ظاهراً کوچکى مانند پشه و یا بالاتر از آن مثال بزند هرگز شرم نمى کند» (إِنَّ اللّهَ لایَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَه). چرا که مثال باید موافق مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، مثال وسیله اى است براى تجسم حقیقت، گاهى که گوینده در مقام تحقیر و بیان ضعف مدعیان است بلاغت سخن ایجاب مى کند که براى نشان دادن ضعف آنها، موجود ضعیفى را براى مثال انتخاب کند. مثلاً در آیه 73 سوره «حج» مى خوانیم: إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوب: «آنها که مورد پرستش شما هستند هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتى اگر مگس چیزى از آنها برباید آنها قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلب کننده ضعیف است و هم طلب شونده». ملاحظه مى کنید در اینجا هیچ مثالى بهتر از مگس یا مانند آن نیست تا ضعف و ناتوانى آنها را مجسم کند. و نیز در سوره «عنکبوت» آیه 41 وقتى که مى خواهد ناتوانى بت پرستان را در تکیه گاه هائى که براى خود انتخاب کرده اند، مجسم سازد آنها را تشبیه به عنکبوتى مى کند که آن لانه سست را براى خود انتخاب کرده است، که سُست ترین خانه ها در جهان خانه عنکبوت است (مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون). مسلماً اگر در این گونه موارد به جاى این مثال هاى کوچک، مثل هاى بزرگى از آفرینش کواکب و آسمان هاى پهناور قرار داده شود، بسیار نامناسب خواهد بود، و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نیست. اینجا است که خداوند مى فرماید: ما ابا نداریم از این که به پشه مثال بزنیم و یا بالاتر از آن، تا حقایق عقلانى را در لباس مثال هاى حسّى بریزیم و در اختیار بندگان قرار دهیم. خلاصه این که: هدف رساندن مطلب است، مثال ها نیز باید قبائى باشد درست متناسب قامت مطالب. در این که منظور از: فَما فَوْقَه «پشه یا بالاتر از آن» چیست؟ مفسران دو گونه تفسیر کرده اند: گروهى گفته اند: منظور «بالاتر از آن در کوچکى» است، زیرا مقام، مقام بیان کوچکى مثال است، و برترى نیز از این نظر مى باشد، این درست به آن مى ماند که گاه به کسى بگوئیم تو چرا براى یک تومان این همه زحمت مى کشى، شرم نمى کنى؟ او مى گوید: شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحمت مى کشم، حتى براى یک ریال! بعضى دیگر گفته اند: مراد «بالاتر از نظر بزرگى» است، یعنى خداوند هم مثال هاى کوچک را مطرح مى کند و هم مثال هاى بزرگ را، درست مطابق مقتضاى حال. ولى تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد. پس از آن، در دنبال این سخن مى فرماید: «اما کسانى که ایمان آورده اند مى دانند آن مطلب حقى است از سوى پروردگارشان» (فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِم). آنها در پرتو ایمان و تقوا از لجاجت، عناد و کینه توزى با حق دورند. و مى توانند چهره حق را به خوبى ببینند، و منطق مثل هاى خدا را درک کنند. «ولى آنها که کافرند مى گویند: خدا چه منظورى از این مثال داشته که مایه تفرقه و اختلاف شده، گروهى را به وسیله آن هدایت کرده، و گروهى را گمراه»؟! (وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً). این خود، دلیل بر آن است که این مثل ها از ناحیه خدا نیست; چرا که اگر از ناحیه او بود همه آن را پذیرا مى شدند!! ولى خداوند در یک جواب کوتاه و قاطع به آنها پاسخ مى گوید که: «تنها فاسقان و گنهکارانى را که دشمن حق اند به وسیله آن گمراه مى سازد» (وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ). بنابراین، تمام این سخنان، سخنان خدا است و نور و هدایت است، چشم بینا مى خواهد که از آن استفاده کند، و اگر این کوردلان، به مخالفت و لجاج برمى خیزند، بر اثر نقصان و کمبود خودشان است، و گرنه در این آیات الهى نقصى وجود ندارد.(1)

1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 184.


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، خداوند، سوره، بقره،

تاریخ : 1392/01/20 | 12:08 | نویسنده : م. کاظمی
 
   

 زهرا(علیها السلام) برترین بانوى جهان

دانلود

 اخلاق در قرآن جلد ۳

دانلود

 پیام امام امیرالمؤمنین(ع) جلد 14

کتاب

 


طبقه بندی: قرآن، معرفی کتاب،
برچسب ها: کتاب، زهرا(علیها السلام)، زهرا، قرآن، اخلاق در قرآن، امام امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین،

تاریخ : 1391/12/2 | 11:30 | نویسنده : م. کاظمی

توضیح المسائل  

دانلود  (آندروید)


نرم افزار قرآن کریم تحت ویندوز

دانلود




طبقه بندی: قرآن، نرم افزار کامپیوتر (قرآنی)، نرم افزار موبایل (قرآنی)،
برچسب ها: آندروید، قرآن، نرم افزار، ویندوز، توضیح المسائل،

تاریخ : 1391/11/6 | 08:52 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، آیات، لقمان،

تاریخ : 1391/09/15 | 10:19 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.

و کسى که چنین است از همه چیز بى نیاز، و شایسته هرگونه ستایش است به همین دلیل، در پایان آیه مى افزاید: «خداوند غنى و حمید است» (إِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ).

او «غنىّ» على الاطلاق، و «حمید» از هر نظر است، چرا که هر موهبتى در جهان است به او باز مى گردد، و هر کس هر چه دارد از او دارد، و خزائن همه خیرات به دست او است و این دلیل زنده غناى او مى باشد.

آیه بعد، ترسیمى از علم بى پایان خدا است، که با ذکر مثالى بسیار گویا و رسا مجسم شده است.

«اگر آنچه روى زمین از درختان است قلم شوند، و دریا براى آن مرکب گردد، و هفت دریا بر این دریا افزوده شود، تا علم خدا را بنویسند، اینها همه تمام مى شوند اما کلمات خدا پایان نمى گیرد، خداوند عزیز و حکیم است» (وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الأَرْضِ مِنْ شَجَرَة أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُر ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

بعد از ذکر علم بى پایان پروردگار، سخن از قدرت بى انتهاى او به میان مى آورد و مى فرماید: «آفرینش همه شما و نیز برانگیخته شدن شما بعد از مرگ، همانند یک فرد بیش نیست، خداوند شنوا و بینا است» (ما خَلْقُکُمْ وَ لا بَعْثُکُمْ إِلاّ کَنَفْس واحِدَة إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ).(1)

 

 

1. تفسیر نمونه، جلد17، صفحه 84.




طبقه بندی: قرآن، تفسیر قرآن، سوالات،
برچسب ها: توحید، قرآن،

تاریخ : 1391/09/5 | 23:10 | نویسنده : م. کاظمی
چكیده

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله وسلم نخستین معلم قرائت قرآن بود . قرآن را با صوتى زیبا و شمرده و با رعایت وقف‏ها بر اصحاب مى‏خواند . البته بر كثرت وجودت قرائت تاكید نمى‏ورزید . حتى مى‏فرمود: قرآن را هر گونه‏اى كه مى‏توانید، بخوانید . آن حضرت بیشتر بر فهم قرآن تاكید مى‏كرد . حاملان قرآن نزد او مكانتى عظیم داشتند . این مقاله مباحثى را در زمینه آنچه آمده، در بر دارد.

1) مقدمه

خداى متعال قرآن كریم را بر پیامبر خود فرو فرستاد و وى را به تلاوت قرآن بر بندگان و تعلیم كتاب و حكمت‏به آنان موظف فرمود . حضرت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم به عنوان نخستین معلم قرآن، آیات الهى را بر مردم مى‏خوانده است و مؤمنان به تلاوت وى گوش جان فرا مى‏داده‏اند . ایشان در همه جهات، از جمله در مقام «تعلیم قرآن‏» اسوه حسنه بودند و در زمینه تعلیم كتاب و حكمت روشى حكیمانه داشتند . پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم و پس از ایشان ائمه معصومین علیهم السلام به طور كلى شیوه زندگى كردن با قرآن را تعلیم مى‏دادند، و قرآن را به عنوان بخشى از زندگى و یا به تعبیر درست‏تر، متن زندگى اهل آن مطرح مى‏ساختند; بطورى كه در زندگى آنان، پنهان یا آشكار، حضورى دائمى و همیشگى داشته است.
هدف پیامبر و بلكه هدف از نزول این كتاب آن بوده است كه در همه عرصه‏هاى زندگى از نیازهاى فردى و جسمى انسان‏ها تا حیطه تعلیم و تربیت، نقش مستمر و فعال داشته باشد.
«حیات‏» قرآن در همین عرصه‏ها معنا مى‏یابد; بر اساس این نوع آموزش، قرآن پدیده‏اى جدا از زندگانى انسانها نبوده و مردم در مراجعه به آن، نه از لحاظ قرائت و نه از لحاظ فهم و درك و عمل به آن با هیچ مشكلى مواجه نبوده‏اند . پیامبر اكرم و ائمه معصومین پیوسته مى‏كوشیدند، حجابهاى مستور و غیر مستور بین قرآن و انسانها را برطرف سازند، تا آنان خود بتوانند از این معدن پرنور بهره برگیرند . آنگاه راه بهره‏گیرى را نیز به آنان مى‏آموختند.
بدون شك، مشاهده وجود مقدس رسول اكرم، آن شخصیت الهى و «اسوه حسنه‏» بر مسند اقراء و تعلیم قرآن كریم از زیباترین صحنه‏هاى سیره است . تواریخ و سیره‏ها صحنه‏هاى فراوانى را از این دست ضبط كرده‏اند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: آموزش، قرآن، مكتب، رسول اكرم (ص)،

تاریخ : 1391/09/5 | 23:05 | نویسنده : م. کاظمی
اولین گام هر نوع ارتباط با قرآن شناخت آن است.

فرض كنید تلفنی می‏ خرید كه مجهز به پیغام‏ گیر است و می ‏توانید با آن نمابرهای خود را نیز ارسال كنید. این‏كه شما بدانید این تلفن چیست و چه توانایی‏های دارد در چگونگی استفاده شما از آن بسیار موثر است. اگر شما همان تلفن را بخرید ولی از امكان ارسال نمابر آن باخبر نباشید طبیعی است كه هیچ‏گاه انتظار ارسال نمابر را از آن ندارید و بالطبع نمی ‏توانید از تلفن خود به خوبی استفاده كنید.
ارتباط با قرآن نیز دقیقاً پیرو همین قاعده یعنی شناخت آن است. " قرآن‏ شناسی " عنوان مجموعه بحث ‏هایی است كه می‏ خواهد معرفی‏ های مختلف از قرآن را عرضه كند ، چرا كه هرگونه معرفی از قرآن ، تأثیری مستقیم بر نحوه ارتباط با آن خواهد گذاشت.
مثلاً اگر كسی قرآن را به عنوان كتابی بشناسد كه برای خواندن و ثواب بردن نازل شده است ، انتظارش از قرآن رسیدن به ثواب است ، از این ‏رو می ‏كوشد كه بیشتر و بیشتر قرآن بخواند. در مقابل اگر كسی قرآن را كتابی می ‏داند كه حاوی سخن زنده خداست و برای این نازل شده است تا خداوند با دل و روان قاری قرآن سخن بگوید و فرهنگ این زبان آسمانی را در وجود او به تدریج گسترش دهد ، قطعاً به دلیل بالارفتن سطح انتظارات او از قرآن ، به گونه ‏ای دیگر با آن ارتباط برقرار می‏ كند.
صفحه قرآن ‏شناسی و قرآن‏ شناسان درصدد است تا شناخت ‏های متفاوت از قرآن را معرفی كند و دیدگاه مخاطبان را در شناخت قرآن به چالش بكشد.
قرآن‏ شناسی حضرت علی (ع) شناخت قرآن با نهج ‏البلاغه :
یكی از بهترین منابع شناخت قرآن سخنان و گفته ‏های حضرت علی (ع) درباره قرآن‏ شناسی است. این سخنان به ما می‏ آموزد كه ایشان چه تعریفی از قرآن داشته ‏اند و در نظر ایشان قرآن چه جایگاهی داشته است. برای رعایت اختصار تنها به جملات نهج ‏البلاغه مولا مراجعه كرده ‏ایم و توصیف‏ های ایشان را از قرآن به نگارش درآورده ‏ایم.
نكته مهم در سخنان حضرت علی (ع) این است كه ایشان از منظری بسیار جالب توجه به قرآن می ‏نگرد و قرآن را به ‏گونه‏ ای می ‏شناسد و معرفی می‏ كند كه انسان باور می ‏كند كه آنچه حضرت علی (ع) توصیف می‏ كند ، "سخن خدا"ست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: حضرت علی، قرآن، قرآن شناسی،

تحقیق و پژوهش پیرامون قرآن كریم، سنت دیرینؤ همؤ محققان مسلمان است كه در پی كشف و فهم آیات الهی بوده و طالب درك عمیق تر از این صحیفؤ ربوبی اند. از طرف دیگر سیره شناسی مفسران و پی جوئی روش ایشان نیز از جملؤ تحقیقات علمی روز می باشد كه محققان دیگری را بر این امر واداشته است. تحقیق حاضر، پیوندی از دو سنت دیرینه و جدید است كه كشف سیمای قرآن را در اندیشه ای بررسی می نماید كه خود مظهر عالیترین درك و فهم این ودیعه الهی بوده و لذا دو بعد قرآن شناسی و سیره شناسی را توامان در حد بضاعتی اندك و توانی ناچیز به عهده گرفته است.
اكنون آنچه پی آمد این پژوهش می باشد آن است كه:
در تمامی جنبه های زندگی پر بركت حضرت امام (رض) از ابعاد فقهی، فلسفی، عرفانی و اخلاقی گرفته تا عرصه های سیاسی اجتماعی و مبارزاتی ایشان قرآن كریمْ نقش تعیین كننده داشته است. گرچه حضرت امام (رض) صاحب آثار تفسیری مدون و منضبط نمی باشد لیكن در بررسی قرآن، عمیق تر از مفسران بدین میدان گام نهاده و در طرح مباحث تفسیری خویش، با اطلاعاتی وسیع و فراگیر و با نگرشی همه جانبه وارد شده است.
حضرت امام در طرح مباحث تفسیری، بیش از هر چیز به مقاصد قرآن كریم و مجرای عملی آیات نگریسته است و آن را در حیطؤ كلی به عنوان سنت قابل اجرای الهی مطرح نموده است.
در این اندیشه، اتكأ بر سنت معصومین و نگرش محققانه به ادعیه ایشان، در كنار تعقل و اجتهاد تركیب موزونی است كه با عشق و عرفان در هم آمیخته است و اسلام ناب محمدی را بعد از چهارده قرن با طراوتی نو، به صحنؤ اجتماع كشانیده است.
و لذا طرح بازگشت به قرآن و درك عمیق آیات الهی و ظهور و بروز آن در صحنؤ ذهن و عمل كه از جملؤ تئوری های نهضت های معاصر می باشد توسط حضرت امام (رض) در جریان مبارزات ایشان به اثبات رسیده است.

ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: امام خمینی، قرآن،

تاریخ : 1391/09/4 | 00:53 | نویسنده : م. کاظمی

دانلود پوسترها و تصاویر اسلامی طراحی شده توسط استاد رضا در موضوعات: امام حسین (ع) و محرم، امام علی (ع)، معصومین (ع)، شخصیت های اسلامی و ...


برای دانلود کلیک کنید

طبقه بندی: قرآن، عکس مذهبی، عاشورا و محرم،
برچسب ها: پوستر، اسلامی، امام حسین، محرم،

جواب: همه چیز نیاز به برنامه دارد مخصوصاً بهره گیرى از کتاب بزرگى همچون قرآن، به همین دلیل، در خود قرآن براى تلاوت و بهره گیرى از این آیات، آداب و شرائطى بیان شده است:
1 ـ نخست مى گوید:
لایَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ: «قرآن را جز پاکان لمس نمى کنند»(1) این تعبیر ممکن است هم اشاره به پاکیزگى ظاهرى باشد که تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توأم با طهارت و وضو باشد، و هم اشاره به این که: درک مفاهیم و محتواى این آیات، تنها براى کسانى میّسر است که پاک از رذائل اخلاقى باشند، تا صفات زشتى که بر دیده حقیقت بین انسان پرده مى افکند، آنها را از مشاهده جمال حق محروم نگرداند.
2 ـ به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از شیطان رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد، چنانکه در آیات فوق خواندیم: «
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ».در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که: در پاسخ این سؤال: چگونه این دستور را عمل کنیم؟ و چه بگوئیم؟ فرمود: بگو: «أَسْتَعِیذُ بِالسَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیْمِ».و در روایت دیگرى مى خوانیم که: امام(علیه السلام) به هنگام تلاوت سوره «حمد» فرمود: أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ یَحْضُرُونِ: «به خداوند شنوا و دانا از شیطان رجیم پناه مى برم، و هم به او پناه مى برم از این که نزد من حضور یابند»!.و همان گونه که در بالا گفتیم این پناه بردن، نباید محدود به لفظ و سخن باشد بلکه باید در اعماق روح و جان نفوذ کند، به گونه اى که انسان هنگام تلاوت قرآن از خوهاى شیطانى جدا گردد، و به صفات الهى نزدیک شود، تا موانع فهم کلام حق از محیط فکر او برخیزد و جمال دلاراى حقیقت را به درستى ببیند.بنابراین، پناه بردن به خدا از شیطان، هم در آغاز تلاوت قرآن لازم است و هم در تمام مدت تلاوت هر چند به زبان نباشد.
3 ـ قرآن را باید به صورت «ترتیل» تلاوت کرد، یعنى شمرده، و توأم با تفکر: «
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیْلاً».(2)در حدیثى در تفسیر این آیه از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: إِنَّ الْقُرْآنَ لایُقْرَأُ هَذْرَمَةً، وَ لَکِنْ یُرَتَّلُ تَرْتِیلاً، إِذَا مَرَرْتَ بِآیَة فِیها ذِکْرُ النّارِ وَقَفْتَ عِنْدَهَا، وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ: «قرآن را تند و دست و پا شکسته نباید خواند، بلکه باید به آرامى تلاوت کرد، هنگامى که به آیه اى مى رسى که در آن ذکر آتش دوزخ شده است توقف مى کنى (و مى اندیشى) و به خدا از آتش دوزخ پناه مى برى»!
4 ـ علاوه بر ترتیل، دستور به «تدبّر و تفکر» در آیات قرآن داده است آنجا که مى گوید:
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ: «آیا آنها در قرآن نمى اندیشند»؟.(3)در حدیثى مى خوانیم: اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) قرآن را ده آیه ده آیه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى آموختند، و ده آیه دوم را فرا نمى گرفتند مگر این که: آنچه در آیات نخستین بود از علم و عمل بدانند.و در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: أَعْرِبُوا الْقُرْآنَ وَ الْتَمِسُوا غَرائِبَهُ: «قرآن را فصیح و روشن بخوانید و از شگفتیهاى مفاهیم آن بهره گیرید».و نیز در حدیث دیگر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: لَقَدْ تَجَلَّى اللّهُ لِخَلْقِهِ فِى کَلامِهِ وَ لکِنَّهُمْ لایُبْصَرُونَ: «خداوند خود را در کلامش به مردم نشان داده است، ولى کوردلان نمى بینند».(تنها روشن ضمیران آگاه و اندیشمندان با ایمان، جمال او را در سخنش مشاهده مى کنند).
5 ـ آنها که آیات قرآن را مى شنوند نیز وظیفه اى دارند، وظیفه شان سکوت کردن، سکوتى توأم با اندیشه و تفکر:
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «هنگامى که قرآن خوانده مى شود گوش فرا دهید و خاموش باشید تا مشمول رحمت حق شوید».(4)ـ(5)


1 ـ واقعه، آیه 79.

2 ـ مزّمّل، آیه 4.
3. نساء، آیه 82.
4 ـ اعراف، آیه 204.
5.
تفسیر نمونه، جلد 11، صفحه 435.


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: تلاوت، قرآن، آیات،

جواب: پاسخ این سؤال را مى توان با توجه به آیه 204 سوره «اعراف» بدست آورد، در شأن نزول این آیه «ابن عباس» و جمع دیگرى گفته اند: مسلمانان در آغاز کار، گاهى در نماز صحبت مى کردند، و گاهى شخص تازه وارد، به هنگامى که نماز را شروع مى کرد، از دیگران سؤال مى کرد، چند رکعت نماز خوانده اید؟ آنها هم جواب مى دادند فلان مقدار، آیه فوق نازل شد و آنها را از این کار نهى کرد.و نیز از «زُهرى» نقل شده: هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) قرآن تلاوت مى کرد، جوانى از انصار همراه او بلند قرآن مى خواند، آیه نازل شد و از این کار نهى کرد.به هر صورت، قرآن در آیه فوق دستور مى دهد: «هنگامى که قرآن تلاوت مى شود، با توجه به آن گوش دهید و ساکت باشید ، شاید مشمول رحمت خدا گردید» (وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ).«أَنْصِتُوا» از ماده «اِنْصات» به معنى سکوت توأم با گوش فرا دادن است.در این که آیا این سکوت و استماع، به هنگام قرائت قرآن در تمام موارد است؟یا منحصر به وقت نماز و هنگام قرائت امام جماعت؟و یا به هنگامى که امام در خطبه نماز جمعه تلاوت قرآن مى کند؟در میان مفسران گفتگو بسیار است، و احادیث مختلفى در کتب حدیث و تفسیر در این زمینه نقل شده است.آنچه از ظاهر آیه استفاده مى شود این است که: این حکم، عمومى و همگانى است و مخصوص به حال معینى نیست.ولى روایات متعددى که از پیشوایان اسلام نقل شده به اضافه اجماع و اتفاق علماء بر عدم وجوب استماع در همه حال، دلیل بر این است که این حکم به صورت کلى یک حکم استحبابى است، یعنى شایسته و مستحب است که در هر کجا و در هر حال کسى قرآن را تلاوت کند، دیگران به احترام قرآن سکوت کنند و گوش جان فرا دهند، پیام خدا را بشنوند و در زندگى خود از آن الهام گیرند، زیرا قرآن تنها کتاب قرائت نیست، بلکه کتاب فهم و درک و سپس عمل است، این حکمِ مستحب به قدرى تأکید دارد که در بعضى از روایات از آن تعبیر به واجب شده است.در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: یَجِبُ الاِنْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِ وَ فِى غَیْرِها وَ اِذْا قُرِءَ عِنْدَکَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الاِنْصاتُ وَ الاِسْتِماعُ:«واجب است در نماز و غیر نماز به هنگام شنیدن قرآن سکوت و استماع کرد و هنگامى که نزد تو قرآن خوانده شود، سکوت کردن و گوش فرا دادن لازم است».حتى از بعضى از روایات استفاده مى شود: اگر امام جماعت مشغول قرائت باشد و فرد دیگرى، آیه اى از قرآن تلاوت کند، مستحب است سکوت کند تا او آیه را پایان دهد، سپس امام قرائت را تکمیل کند، چنان که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: على(علیه السلام) در نماز صبح بود و «ابن کَوّا» (همان مرد منافق تیره دل) در پشت سر امام(علیه السلام) مشغول نماز بود، ناگاه در نماز این آیه را تلاوت کرد: وَ لَقَدْ أُوحِىَ اِلَیْکَ وَ اِلَى الَّذِیْنَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِیْنَ: «به تو و همه پیامبران پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود!»و هدفش از خواندن آیه این بود که به طور کنایه به على(علیه السلام) احتمالاً در مورد قبول حکمیت در میدان «صفین» اعتراض کند.اما با این حال امام(علیه السلام) براى احترام قرآن سکوت کرد، تا وى آیه را به پایان رسانید، سپس امام(علیه السلام) به ادامه قرائت نماز بازگشت.«ابن کَوّا» کار خود را دو مرتبه تکرار کرد، باز امام(علیه السلام) سکوت کرد. «ابن کَوّا» براى سومین بار آیه را تکرار نمود، و على(علیه السلام) مجدداً به احترام قرآن سکوت کرد.سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: فَاْصِبْر اِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لایَسْتَخِفَنَّکَ الَّذِیْنَ لایُؤْمِنُونَ: «اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است; و هرگز کسانى که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه منحرف نکنند)!».اشاره به این که مجازات دردناک الهى در انتظار منافقان و افراد بى ایمان است و در برابر آنها باید تحمل و حوصله به خرج داد، سرانجام امام(علیه السلام)سوره را تمام کرده و به رکوع رفت.از مجموع این بحث روشن مى شود استماع و سکوت به هنگام شنیدن آیات قرآن کار بسیار شایسته اى است ولى به طور کلى واجب نیست، و شاید علاوه بر اجماع و روایات جمله: لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «شاید مشمول رحمت خدا بشوید» نیز اشاره به مستحب بودن این حکم باشد.تنها موردى که این حکم الهى شکل وجوب به خود مى گیرد موقع نماز جماعت است که مأموم به هنگام شنیدن قرائت امام، باید سکوت کند و گوش فرا دهد، حتى جمعى از فقهاء این آیه را دلیل بر سقوط قرائت حمد و سوره از مأموم دانسته اند.از جمله روایاتى که دلالت بر این حکم دارد حدیثى است که از امام باقر(علیه السلام)نقل شده که فرمود: وَ اِذا قُرِءَ الْقُرْآنُ فِى الْفَرِیْضَةِ خَلْفَ الاِمامِ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «هنگامى که قرآن در نماز فریضه و پشت سر امام خوانده مى شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت الهى شوید».و اما در مورد کلمه لَعَلَّ: «شاید» که در این گونه موارد به کار مى رود، منظور این است: براى این که مشمول رحمت خدا شوید، تنها سکوت و گوش فرا دادن کافى نیست، شرائط دیگرى از جمله عمل به آن دارد.(1)

 

1. تفسیر نمونه، جلد 7، صفحه 92.


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، تلاوت،

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2