تاریخ : 1392/03/5 | 10:26 | نویسنده : م. کاظمی

سوال: در روایات متعدّدى وارد شده است که کسى حق ندارد قرآن را به رأى و نظر خویش تفسیر کند و اگر کسى دست به چنین کارى بزند، جایگاه او آتش دوزخ است; مقصود از «تفسیر به رأى» چیست؟


پاسخ: مفسّران و دانشمندان اسلامى بر این نظر اتّفاق دارند که هیچ فردى حق ندارد آیات قرآن را با نظر و رأى شخصى خود تفسیر نماید و احادیث زیادى در این باره نقل شده است که نمونه هایى را در این جا بیان مى کنیم:
1- رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خویش تفسیر کند، براى خود جایى در آتش دوزخ انتخاب کرده است).(1)
2- «مَنْ قالَ فِى الْقُرآن بِرَأْیِهِ(2) فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآن را به رأى خود تفسیر کند جایگاهى از آتش براى خود اخذ کند!)(3)
3- «مَنْ فسَّرَ الْقُرآنَ وَ آَصابَ الْحَقّ فَقَدْ اَخْطَأَ»؛ (هرکسى قرآن را به رأى خویش تفسیر کند هرچه هم صحیح باشد، باز خطا کرده است).(4)
این قسمتى از متون احادیثى است که در این مورد وارد شده اند. اکنون باید دید مقصود از تفسیر به رأى و یا تفسیر بدون علم و دانش چیست؟
مفسّران عالیقدر براى تفسیر به رأى سه وجه بیان کرده اند که به همه آنها بطور اجمال اشاره مى نماییم:
1- پیشداورى هاى شخص مفسّر، سبب شود که لفظى را که دو معنا دارد و قرینه اى براى تعیین یکى نیست و یا آیه اى را که از نظر مفادّ و هدف مبهم و مجمل است و باید اجمال و ابهام آن را به وسیله آیات دیگرى رفع نمود طورى تفسیر کند که مطابق عقیده پیشین او گردد؛ و به عبارت دیگر: معتقدات قبلى و «پیشداورى هاى» شخصى سبب شود، که آیه را (بدون قرینه و شاهد) مطابق اعتقاد خود تفسیر کند و به جاى این که قرآن را هادى و رهبر خود قرار دهد، قرآن را بر عقاید خود تطبیق نماید. تا آن جا که اگر چنین اعتقاد قبلى وجود نداشت، هرگز حاضر نبود آیه را همان طور تفسیر کند.(5)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تفسیر قرآن، قرآن،
برچسب ها: قرآن، آیات،

تاریخ : 1391/09/15 | 10:19 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.

و کسى که چنین است از همه چیز بى نیاز، و شایسته هرگونه ستایش است به همین دلیل، در پایان آیه مى افزاید: «خداوند غنى و حمید است» (إِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ).

او «غنىّ» على الاطلاق، و «حمید» از هر نظر است، چرا که هر موهبتى در جهان است به او باز مى گردد، و هر کس هر چه دارد از او دارد، و خزائن همه خیرات به دست او است و این دلیل زنده غناى او مى باشد.

آیه بعد، ترسیمى از علم بى پایان خدا است، که با ذکر مثالى بسیار گویا و رسا مجسم شده است.

«اگر آنچه روى زمین از درختان است قلم شوند، و دریا براى آن مرکب گردد، و هفت دریا بر این دریا افزوده شود، تا علم خدا را بنویسند، اینها همه تمام مى شوند اما کلمات خدا پایان نمى گیرد، خداوند عزیز و حکیم است» (وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الأَرْضِ مِنْ شَجَرَة أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُر ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

بعد از ذکر علم بى پایان پروردگار، سخن از قدرت بى انتهاى او به میان مى آورد و مى فرماید: «آفرینش همه شما و نیز برانگیخته شدن شما بعد از مرگ، همانند یک فرد بیش نیست، خداوند شنوا و بینا است» (ما خَلْقُکُمْ وَ لا بَعْثُکُمْ إِلاّ کَنَفْس واحِدَة إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ).(1)

 

 

1. تفسیر نمونه، جلد17، صفحه 84.




طبقه بندی: قرآن، تفسیر قرآن، سوالات،
برچسب ها: توحید، قرآن،