تبلیغات
قرآن برای اهل یقین(شعبه1) - مطالب سوالات
تاریخ : 1392/09/3 | 23:37 | نویسنده : م. کاظمی
این کتاب تحقیقى است در مورد 10 مسأله مهم مورد بحث میان پیروان اهل بیت و علماى اهل سنّت: 1.قرآن از هرگونه تحریف منزه است؛ 2. تقیه در کتاب و سنت؛ 3. عدالت صحابه؛ 4. احترام به قبور گذشتگان؛ 5. نکاح موقت؛ 6.سجده بر زمین؛ 7. جمع بین دو نماز؛ 8. مسح پاها در وضو؛ 9. بسم الله جزءسوره حمد است؛ 10. توسل به اولیاءالله.
نویسنده : آیةالله مکارم شیرازی دامت برکاته

شیعه پاسخ می گوید



طبقه بندی: شیعه، سوالات، معرفی کتاب، نرم افزار کامپیوتر (قرآنی)، نرم افزار موبایل (قرآنی)، جوانان،
برچسب ها: شیعه، شیعه پاسخ می گوید،

پاسخ : شیعه در بناى تمدّن عظیم اسلامى خصوصا در عرصه پایه گذارى علوم اسلامى نقش 
به سزایی داشته. از میان شیعه طلایه داران علوم لغت و دین پدید آمده است، مثل 
علوم تفسیر قرآن، علم حدیث، فقه، رجال. در زمینه علوم طبیعى مثل جغرافى، 
تاریخ، طبّ، شیمى، ریاضى، هندسه و... پیشگامانى از آنان درخشیده اند
 و تاریخ، از شخصیت هاى شیعى و تلاش هاى شایسته و تألیفات گرانسنگ
 و مشهور آنان پر بار و سرشار است که همه جا خوانده مى شود.
این تلاش هاى بزرگ در راه دانش و فرهنگ که از قرن اوّل هجرى آغاز شد 
و تا کنون ادامه دارد و به خاطر همین ها حوزه ها، مدارس، دانشگاه ها
 و مراکز فراوانى تأسیس شده است، به دست 
عالمان و شخصیت هاى شیعه سامان یافته است و هرگز لحظه اى
 این خدمت علمى به بشریت 
و تمدّن اسلامى و انسانى دچار و قفه نگشته است.
کتاب هاى زندگینامه ها و فهرست ها پر از یاد بزرگان شیعه در میدان
 هاى مختلف علوم است وفرقى بین فقه، اصول، قرآن، حدیث و علوم قرآن
 و حدیث، لغت و ادبیات نیست. همچنین شیعه، نقش عمده اى در تأسیس
 دانشگاه ها و مراکز علمى در شرق و غرب جهان اسلام داشته است.(1)

(1). گردآوری از کتاب سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی،
 نشرمشعر، چاپ، دارالحدیث، بهار 1386، ص 49.



طبقه بندی: شیعه، سوالات،
برچسب ها: شیعه،

پاسخ :

اجبار دو معنا دارد: 1) اینکه انسان تکویناً قدرت مخالفت با چیزی را نداشته باشد، چنان که شخص نیرومندی فرد ضعیفی را بر خلاف میلش به سویی بکشاند. چنین اجباری در پرستش و اطاعت از خدا معقول نیست و قرآن صریحاً می‌فرماید: «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»؛ 2) به معنای الزام قانونی است. به این معنا همه قوانین الزامی ، دارای چنین مفادی خواهند بود، و قوانین الزامی اسلام هم یکی از آنها است. و همان‌گونه که مخالفت با قوانین عادی کشورها در مواردی کیفرهای قانونی را به دنبال دارد، مخالفت با احکام اسلام هم چنین کیفرهایی دارد که در قرآن کریم به آنها اشاره شده است.
ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات، جوانان،
برچسب ها: خدا،

سپاه روسیاه كوفه به فرماندهى «شمر» خیمه گاه را محاصره كرد. شمر دستور داد وارد خیمه ها شوند، و هر چه به دستشان مى رسد غارت كنند. اراذل و اوباش كوفه با شنیدن این فرمان بر یكدیگر سبقت گرفتند. دختران رسول خدا و یادگاران حضرت زهراى اطهر(علیها السلام) از سراپرده بیرون آمدند و همگى مى گریستند.
دشمن هر چه را مى یافت، مى گرفت، حتى گوشواره حضرت ام كلثوم دختر امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از گوشش كشیدند و گوش هاى آن بانوى بزرگ را پاره كردند.(1) مردى پست از سپاه ابن سعد چشمش به خلخال پاى فاطمه بنت الحسین(علیه السلام) افتاد، و در حالى كه مى گریست خلخال را از پایش كشید. دختر امام حسین(علیه السلام) با تعجب پرسید: چرا گریه مى كنى؟! گفت: چرا گریه نكنم در حالى كه اموال دختر رسول خدا را غارت مى كنم. فاطمه بنت الحسین(علیه السلام) گفت: خوب، اگر كار بدى است چرا چنین مى كنى؟! گفت: مى ترسم اگر من نكنم دیگرى آن را انجام دهد!(2)
ادامه مطلب

طبقه بندی: حجاب و عفاف، شیعه، سوالات،
برچسب ها: حرمت زنان، کربلا، حجاب، زینب(علیها السلام)، رَسُولِ اللهِ، خیمه،

فتواهای چند تن از مراجع تقلید درباره خوردن روزه در صورت مشقّت

اگرکسی به دلیل مشقّت، روزه خود راشکست ،روزه اش باطل می شود وباید قضای آن رابه جاآورد و چنین نیست که بگوییم چون خوردن وآشامیدن ازروی ضرورت بوده، روزه آن روزش صحیح است و نیاز به قضا ندارد. این، فتوایی است مورد اتّفاق فقها ومراجع عظام تقلید که دررساله ها واستفتائات خود آن رابیان کرده اند.
برخی ازشرایط وجوب روزه
ازجمله شرایط وجوب روزه، ضرر نداشتن روزه برای سلامتی و نیز قدرت وتوان جسمی برانجام روزه ومشقّت نداشتن آن برای روزه داراست .البته به طورطبیعی روزه داری وامساک ازخوردن وآشامیدن ، کم وبیش ضعف وبی حالی به دنبال دارد، به ویژه در زمان هایی که ماه رمضان درروزهای بلندوگرم تابستان واقع شده باشد وانسان ناچارباشد درحال روزه داری کارهای سنگین وانرژی بر هم انجام دهد .
حال ، این سوال مطرح می شود که اولا؛ ضررداشتن روزه برای مکلف را چگونه می توان تشخیص داد؟ملاک ومعیارآن چیست؟وثانیا؛ درچه شرایطی روزه دار می تواند روزه اش را بشکند؟آیا به صرف ضعف، می توان گفت مکلف ،توانایی روزه را ندارد؟ویااگردرحال روزه ضعف کرد،می توان گفت اجازه داردکه روزه خودراافطارکند؟
فقها درپاسخ ،یقین به ضررداشتن روزه برای انسان ویا خوف ضرررا معیارروزه نگرفتن شمرده اند ودربحث توان وقدرت بر انجام روزه هم حرجی شدن روزه و مشقّت داشتن آن رامجوزافطاروشکستن دانسته اند.بااین قید که گفته اند باید قضای آن روز را بعدابه جا آورد.

به ادامه بروید
ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات، احکام،
برچسب ها: روزه، فتاوای مراجع تقلید در مورد خوردن روزه، خوردن روزه، امام خمینی(ره)، آیت الله خامنه ای، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سیستانی،

تاریخ : 1392/04/1 | 12:29 | نویسنده : م. کاظمی
پاسخ :
مقصود از توحید در خالقیت آن است که همه آفرینش، آفریده خداى سبحان است. خدا مى فرماید:
«قُلِ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْء وَهُوَ الْواحِدُ الْقَهّارُ»؛ (بگو خداوند، آفریدگار هر چیز است و اوست یگانه پیروز).(1)
مقصود از انحصار خالقیت در خدا، خالقیت مستقل و اصیل است که آفریننده در آفرینش تکیه بر دیگرى نکند. چنین آفرینندگى از اوصاف خداست.
البته آفرینندگى تبعى و سایه که متکّى به خواست خداوند باشد، از غیر خدا هم برمى آید. از این رو خداوند، خود را به «بهترین آفرینندگان» توصیف مى کند:
«فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ».(2)

و تصریح مى کند که جز او هم آفرینندگانى و جود دارند، ولى او بهترین آنان است و این تنها به این سبب است که آفرینندگى خداوند، ذاتى است نه اکتسابى، بر خلاف دیگران.
و از همین جاست که مى بینیم عیساى مسیح، خلقت را به خودش نسبت مى دهد و مى گوید:
«أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللهِ»؛ (من براى شما از گل به صورت پرنده مى آفرینم، پس در آن مى دمم، آنگاه به اذن پروردگار، پرنده مى شود).(3)
و از همین جا باید اعتراف کرد که انحصار آفرینندگى در خداوند، به معناى انکار سنّت ها در میان پدیده هاى طبیعى نیست، چرا که نظام علّت و معلولى در اجزاى جهان ماده به معناى استقلال علّت در علیت و ایجاد نیست، بلکه خداوند این قانون را در جهان ماده به وجود آورده و خود او پشت این قضیه است. خورشید و هوا در رویش زمین مؤثر است، آب هم در رشد گیاه مؤثر است، ولى وجود مؤثر و تأثیر گذارى اش همه به اذن خدا و از مظاهر سنت هاى الهى در هستى است. آنان که توحید در آفرینش را به انکار نظام علّت ها و روابط مادى میان اجزاى جهان تفسیر کرده اند، به خطا رفته اند و از همین رو دین را منکر علم و در مقابل آن قرار داده اند.(4)
(1). سوره رعد، آیه 16.
(2). سوره مؤمنون، آیه 14.
(3). سوره آل عمران، آیه 49. 
(4). گردآوری از کتاب: سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی، نشر مشعر، دارالحدیث، بهار 1386، ص 56.

ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: توحید، خالقیت،

پاسخ :
مى دانیم قرآن صریحاً درباره گروهى از کفّار و گنهکاران سخن از مجازات جاویدان و به تعبیر دیگر «خلود» به میان آورده است.
در سوره توبه، آیه 68 مى خوانیم: (وَعَدَ اللّهُ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْکُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها); «خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار وعده آتش سوزان جهنّم داده، جاودانه در آن خواهند ماند».
همان گونه که در ذیل همین آیه به مردان و زنان با ایمان وعده باغ هاى بهشت را به طور جاودانه داده است: (وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنّات تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهارُ خالِدینَ فیها); «خداوند به مردان و زنان با ایمان باغ هایى از بهشت را وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند».
در اینجا سؤالى پیش مى آید و آن این که چگونه مى توان قبول کرد که انسانى در تمام عمر خود که حداکثر هشتاد یا صد سال بیشتر نیست کار بدى کرده ولى میلیون ها سال و بیشتر کیفر آن را ببیند.

 
ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: الهى، قرآن،

پاسخ:

برخى از آیات قرآن دلالت بر مرجعیّت دینى اهل بیت(علیهم السلام) دارند که عبارت اند از:

1 ـ آیه تطهیر: خداوند متعال مى فرماید: « إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛(1) «همانا خداوند اراده کرده تا هرگونه رجس و پلیدى را از شما اهل بیت(علیهم السلام) دور کرده و شما را کاملاً پاک نماید.»
شکى نیست که این آیه در شأن اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله)وارد شده است.
سیزده نفر از صحابه و ده ها نفر از علماى اهل سنت این شأن نزول را در کتب خود ذکر کرده اند؛ از جمله:
ترمذى در صحیحش از عمر بن ابى سلمه نقل مى کند که گفت: « نزلت هذه الآیة على النبى(صلى الله علیه وآله): « إِنَّما یُرِیدُ اللهُ ...» فى بیت امّ سلمه، فدعا النبى(صلى الله علیه و آله) فاطمة و حسناً و حسیناً فجلّلهم بکساء و علىًّ خلف ظهره ثم قال: اللّهمّ هؤلآء أهل بیتى فأذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهیراً»؛(2) «هنگامى که آیه تطهیر بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خانه ام سلمه نازل شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) را فرا خواند در حالی که علی(علیه السلام) پشت سرش بود، سپس عبایی را بر روى آنان کشید و عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل بیت من هستند. پس رجس و پلیدى را از آنان دور کن و آنان را پاک فرما».
در اینجا چند نکته را باید متذکر شد:
اولاً: با تصریح این روایت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) اهل بیت خود را معرفى کردند و بین اهل بیت و همسران خود فرق گذاشتند.
ثانیاً: به صراحت خود آیه و دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، اهل بیت(علیهم السلام) از هر گونه خطاء و رجس و پلیدى به دورند، پس هر کس از خطا و گناه و هر گونه پلیدى مبرّا باشد مرجعیت دینى او ثابت است.
2 ـ آیه هدایت: خداوند متعال مى فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ و لِکُلِّ قَوْم هاد»؛(3) «همانا تو بیم دهنده اى و براى هر قومى هدایتگرى مى باشد.»
ادامه مطلب

طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، سوالات،
برچسب ها: اهل بیت، قرآن،

سوال: چرا نمی توان قرآن را به غیر مسلمان داد؟ با این که کتاب آسمانى ما قرآن، هادى ملّت ها و راهنماى جوامع انسانی مى باشد؛ و براى همین هدف باید در اختیار تمام مردم جهان - اعم از مسلمانان و غیر مسلمان - قرار گیرد تا از تعلیمات آن بهره مند گردند و به راه حقیقت هدایت شوند؛ چرا با این حال، در کتاب هاى فقهى مى خوانیم که نمى توان قرآن را به کافر هدیه کرد و یا در اختیار او گذارد؟


پاسخ:

هرگاه قرار دادن قرآن در اختیار غیر مسلمان به منظور هدایت و روشن نمودن و جلب او به سوى اسلام و شناسایى آن باشد و این هدف با ترجمه هاى آن انجام نپذیرد، در این صورت مانعى نخواهد داشت که قرآن را در اختیار او بگذاریم; ولى اگر چنین هدفى در کار نباشد، ممنوع است; زیرا:

بزرگترین گواه حقّانیّت اسلام و معجزه جاویدان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) قرآن است که به صورت یک سند زنده بر تارک اعصار مى درخشد و یکى از راه هاى بهره بردارى از آن این است که به وضع آبرومندى چاپ شود و در سراسر جهان پخش گردد تا افراد حقیقت جو در پرتو آیات آن، با آیین اسلام آشنا گردند; و این خود گواه استوارى محتویات این کتاب است که در هر زمان و مکانى، به تمام ملل جهان عرضه مى شود و جامعه بشرى را در هر عصرى به مطالعه خود دعوت مى کند.
قرآن کریم به پیامبر دستور مى دهد که حتّى در اثناى جنگ، اگر یک فرد غیر مسلمان مایل باشد که کلام خدا (قرآن) را بشنود، پیامبر باید به او اجازه دهد تا به میان مسلمانان بیاید و سخن خدا را بشنود و در صورت تمایل به بازگشت، او را به جایگاه نخستین خود بازگرداند.(1)
با این وصف، حفظ احترام قرآن از این که مورد اهانت قرار گیرد، بر هر فرد مسلمانى لازم است و هرگاه احتمال دهیم که یک فرد غیر مسلمان ممکن است نسبت به قرآن کارى انجام دهد که هتک و جسارت محسوب مى شود، در این صورت نباید آن را در اختیار او قرار دهیم و اگر هم در اختیار داشته باشد، باید به هر نحوى ممکن است از او باز گیریم; و ظاهراً نظر فقهاى اسلامى که مى فرمایند: نمى توان قرآن را در اختیار کافران گذارد، همین صورت است که گفته شده، نه آن صورت که به منظور هدایت باشد.

خلاصه، باید قرآن از دسترس دست هاى آلوده خارج باشد، مگر آن که در پرتو آن احتمال راهنمایى آنان داده شود که در این صورت مى توان در اختیار آنها گذارد.(2)


1. سوره توبه، آیه 6.
2. گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسۀ الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 339


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، مسلمان،

پاسخ:

روایات فراوانى پیرامون مسأله وحى، در منابع اسلامى وارد شده که گوشه هائى از این ارتباط اسرارآمیز پیامبران را با مبدأ وحى روشن مى سازد که در ذیل به چهار مورد آن اشاره مى کنیم:
1 ـ از بعضى از روایات، استفاده مى شود، هنگامى که وحى بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طریق فرشته نازل مى شد، حال پیامبر عادى بود، اما هنگامى که ارتباط مستقیم و بدون واسطه برقرار مى گشت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) سنگینى فوق العاده اى احساس مى کرد، تا آنجا که گاه مدهوش مى شد، چنان که در «توحید صدوق» از امام صادق(علیه السلام)نقل شده که از حضرتش پرسیدند: أَلْغَشْیَةُ الَّتِی کانَتْ تُصِیْبُ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله)إِذا نَزَلَ عَلَیْهِ الْوَحْىُ؟ فَقالَ ذلِکَ إِذا لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَحَدٌ، ذاکَ إِذا تَجَلَّى اللّهُ لَهُ: «آن حالت مدهوشى که به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هنگام وحى دست مى داد چه بود؟ فرمود: این در هنگامى بود که، در میان او و خداوند هیچ کس واسطه نبود و خداوند مستقیماً بر او تجلى مى کرد»!.
2 ـ دیگر این که، هنگامى که جبرئیل بر آن حضرت(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد، بسیار مؤدبانه و توأم با احترام بود، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: کانَ جَبْرَئِیْلُ إِذا أَتَى النَّبِىُّ قَعَدَ بَیْنَ یَدَیْهِ قَعَدَةَ الْعَبْدِ، وَ کانَ لایَدْخُلُ حَتّى یَسْتَأْذَنَهُ: «هنگامى که جبرئیل خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى آمد همچون بندگان در برابر حضرتش مى نشست و هرگز بدون اجازه وارد نمى شد»!.
3 ـ از روایات دیگرى استفاده مى شود پیامبر(صلى الله علیه وآله) با یک توفیق الهى (و شهود باطنى) «جبرئیل» را به خوبى تشخیص مى داد، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: ما عَلِمَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) أَنَّ جَبْرَئِیْلَ مِنْ قِبَلِ اللّهِ إِلاّ بِالتَّوْفِیْقِ: «پیامبر(صلى الله علیه وآله) نمى دانست، جبرئیل از طرف خدا است مگر از طریق توفیق الهى».

ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: وحى، اهل بیت(ع)،

جواب:

امامان معصوم(علیهم السلام) در زنده نگهداشتن یاد و نام شهیدان کربلا، به عنوان کامل ترین الگوهاى فداکارى و ایثار در راه نجات امّت، به خصوص سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در مناسبت هاى مختلف سعى و تلاش فراوانى نمودند و هیچ فرصتى را در زنده نگهداشتن یادشان فروگذار نکردند.

بى تردید، احیاى نام و یاد این مردان بزرگ، الهام بخش بوده و به زندگى انسان ها جهت مى دهد و روح فداکارى و ایثار را زنده کرده و آدمى را در برابر مشکلات و حوادث سخت، مقاوم و استوار مى سازد. ذکر این صالحان و طرح فضایل اخلاقى و روح حماسى شان باعث مى شود که هر قوم و ملّتى ـ به خصوص مسلمین ـ از آنها الگو گرفته و به آنان تأسّى و اقتدا کنند.(1)

پی نوشت:

(1) . گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص49.


طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، زندگی بزرگان، سوالات، جوانان،
برچسب ها: امام حسین(ع)، کربلا،

پاسخ:

در آیه 26 سوره «بقره» مى خوانیم: «خداوند از این که به موجودات ظاهراً کوچکى مانند پشه و یا بالاتر از آن مثال بزند هرگز شرم نمى کند» (إِنَّ اللّهَ لایَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَه). چرا که مثال باید موافق مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، مثال وسیله اى است براى تجسم حقیقت، گاهى که گوینده در مقام تحقیر و بیان ضعف مدعیان است بلاغت سخن ایجاب مى کند که براى نشان دادن ضعف آنها، موجود ضعیفى را براى مثال انتخاب کند. مثلاً در آیه 73 سوره «حج» مى خوانیم: إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوب: «آنها که مورد پرستش شما هستند هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتى اگر مگس چیزى از آنها برباید آنها قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلب کننده ضعیف است و هم طلب شونده». ملاحظه مى کنید در اینجا هیچ مثالى بهتر از مگس یا مانند آن نیست تا ضعف و ناتوانى آنها را مجسم کند. و نیز در سوره «عنکبوت» آیه 41 وقتى که مى خواهد ناتوانى بت پرستان را در تکیه گاه هائى که براى خود انتخاب کرده اند، مجسم سازد آنها را تشبیه به عنکبوتى مى کند که آن لانه سست را براى خود انتخاب کرده است، که سُست ترین خانه ها در جهان خانه عنکبوت است (مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون). مسلماً اگر در این گونه موارد به جاى این مثال هاى کوچک، مثل هاى بزرگى از آفرینش کواکب و آسمان هاى پهناور قرار داده شود، بسیار نامناسب خواهد بود، و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نیست. اینجا است که خداوند مى فرماید: ما ابا نداریم از این که به پشه مثال بزنیم و یا بالاتر از آن، تا حقایق عقلانى را در لباس مثال هاى حسّى بریزیم و در اختیار بندگان قرار دهیم. خلاصه این که: هدف رساندن مطلب است، مثال ها نیز باید قبائى باشد درست متناسب قامت مطالب. در این که منظور از: فَما فَوْقَه «پشه یا بالاتر از آن» چیست؟ مفسران دو گونه تفسیر کرده اند: گروهى گفته اند: منظور «بالاتر از آن در کوچکى» است، زیرا مقام، مقام بیان کوچکى مثال است، و برترى نیز از این نظر مى باشد، این درست به آن مى ماند که گاه به کسى بگوئیم تو چرا براى یک تومان این همه زحمت مى کشى، شرم نمى کنى؟ او مى گوید: شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحمت مى کشم، حتى براى یک ریال! بعضى دیگر گفته اند: مراد «بالاتر از نظر بزرگى» است، یعنى خداوند هم مثال هاى کوچک را مطرح مى کند و هم مثال هاى بزرگ را، درست مطابق مقتضاى حال. ولى تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد. پس از آن، در دنبال این سخن مى فرماید: «اما کسانى که ایمان آورده اند مى دانند آن مطلب حقى است از سوى پروردگارشان» (فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِم). آنها در پرتو ایمان و تقوا از لجاجت، عناد و کینه توزى با حق دورند. و مى توانند چهره حق را به خوبى ببینند، و منطق مثل هاى خدا را درک کنند. «ولى آنها که کافرند مى گویند: خدا چه منظورى از این مثال داشته که مایه تفرقه و اختلاف شده، گروهى را به وسیله آن هدایت کرده، و گروهى را گمراه»؟! (وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً). این خود، دلیل بر آن است که این مثل ها از ناحیه خدا نیست; چرا که اگر از ناحیه او بود همه آن را پذیرا مى شدند!! ولى خداوند در یک جواب کوتاه و قاطع به آنها پاسخ مى گوید که: «تنها فاسقان و گنهکارانى را که دشمن حق اند به وسیله آن گمراه مى سازد» (وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ). بنابراین، تمام این سخنان، سخنان خدا است و نور و هدایت است، چشم بینا مى خواهد که از آن استفاده کند، و اگر این کوردلان، به مخالفت و لجاج برمى خیزند، بر اثر نقصان و کمبود خودشان است، و گرنه در این آیات الهى نقصى وجود ندارد.(1)

1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 184.


طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، خداوند، سوره، بقره،

پاسخ:

از جمله مسائلى كه وهابیان به آن حساسیت خاصى دارند، دعا نزد قبور اولیاء و نماز خواندن در آن مكان ها است. مدّتى این مسأله به عنوان عمل مكروه در میان آنان تلقى مى شد، و مى گفتند: «الصلاة فى المساجد والبیوت أفضل منها عند قبور الأولیاء والصالحین».(1)

این مسأله به مرور زمان از مرحله مكروه به مرحله ممنوع سپس به مرحله شرك رسیده است، اكنون این مسأله را بر قرآن وسیره مسلمین عرضه مى كنیم تا حكم آن روشن شود.
1. قرآن به زائران خانه خدا دستور مى دهد كه در مقام ابراهیم نماز بگزارند و مى فرماید:
« وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى...».(2)
(آنگاه كه كعبه را زیارتگاه مردم و جایگاهى امن قرار دادیم، و از مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود برگزینید).
اكنون سئوال مى شود: چرا خدا فرمان مى دهد كه از مقام ابراهیم نمازگاهى براى خود انتخاب كنند. آیا مطلب جز این است كه مى خواهد از جاى آن معلّم توحید، تبرك جوییم؟
در این صورت آیا میان مقام ابراهیم و مقام پیامبر اسلام، تفاوتى هست؟ ویا میان مقام پیامبران و آرامگاه آنان كه اجساد آنان را در برگرفته، فرقى هست؟
2. طبق احادیث، پیامبر گرامى در شب معراج، در مدینه و طور سینا و بیت لحم فرود آمد و در آنجا نماز خواند جبرئیل به او گفت: اى پیامبر خدا! مى دانى كجا نماز خواندى؟ تو در «طیبه» نماز خواندى كه به آنجا هجرت خواهى كرد. و در طور سینا نماز گزاردى كه خدا در آنجا با موسى سخن گفته است؛ و در بیت لحم نماز گزاردى كه عیسى در آنجا متولد شده است. (3)

ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: انبیاء، اولیاء، دعا، نماز،

تاریخ : 1392/01/31 | 12:43 | نویسنده : م. کاظمی
پاسخ:
 از قرآن و روایات استفاده می شود که فاطمه زهرا(س) دارای مقام عصمت می باشد
پروردگار عالم در قرآن مجید مى‏فرمایند: « إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» .(1)« خداوند فقط مى‏ خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد».(2) این آیه به صراحت بیان می دارد که اهل‏بیت معصوم و بى‏ لغزش هستند و هیچ گناهى نمى‏ کنند. چرا که کلمه «الرجس» دلالت بر عموم گناهان می کند و این آیه مبرا داشتن اهل بیت(ع) را، از تمام‏ گناهان و لغزشها اعلان می دارد؛ و وقتی انسان از منظر الهی از تمام گناهان و لغزش ها به دور باشند؛ بدون هیچ شک و شبهه ای مدال پر افتخار عصمت را دارا خواهد بود.
در مورد شأن نزول آیه هم در منابع حدیثی معتبر اهل سنت آمده که این آیه در شأن فاطمه، علی و حسن و حسین(ع) نازل شده که ما به جهت اختصار به بعض اقوال اشاره می کنیم:
1- در کتاب در المنثور آمده است: ام سلمه همسر رسول خدا(ص) فرمود: پیامبر(ص) در خانه من بود، فاطمه زهرا(س) در حالى که دست فرزندان خود را گرفته بود به همراه علی(ع) به خدمت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) آمدند. پیامبر(ص) حسن و حسین را در آغوش گرفت. آنگاه على(ع) در سمت راست و حضرت فاطمه زهرا(س) در سمت چپ ایشان نشستند. جبرییل نازل شد و آیه تطهیر را بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نازل کرد. در این هنگام پیامبر(صلى الله علیه وآله) عبایى را که شب ها به روى خود مى کشید برداشت و همه را به زیر آن برد، سپس دست مبارک خویش را بیرون آورد و رو به سمت آسمان کرد و فرمود: « اَلّلهُمَّ إِنّ هولاءَ اهل بیتی وخاصَّتی فأَذْهِبْ عنهُم الرِّجْسَ و طَهِرَّهُمْ تطهیراً». آنگاه من ام سلمه، با شنیدن این جمله آرزو کردم به جمع آنها بپیوندم و صاحب این فضیلت گردم وقتى که گوشه عبا را بالا زدم تا وارد آن شوم پیامبر آن را کشید. عرضه داشتم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) من جزء اهل بیت تو نیستم؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «إنّک عَلى خَیْر، إنّک مِنْ أَزواجِ النَبی» «تو زن نیکى هستى و از همسران پیامبرى».(3)
2- بیهقی از قول ام سلمه می نویسد؛ ام سلمه فرمود: «آیه تطهیر در خانه من، در حالى که پنج تن آل عبا - فاطمه ،علی، حسن و حسین – حاضر بودند نازل گردید، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) عبایى را بر روى آنان افکند، سپس عرضه داشت: خدا یا اینان اهل بیت من هستند، پروردگارا! رجس و پلیدى را از آنان دور کن و ایشان را پاک و مطهر گردان».(4)
ادامه مطلب

طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، سوالات،
برچسب ها: فاطمه زهرا(س)، قرآن،

پاسخ:
یعقوبی در تاریخ خود می نویسد: در هنگام بیماری زهرا( سلام الله علیها) تعدادی از زنان قریش بر او وارد شدند، و از زهرا (ع) سؤال کردند: حال شما چگونه است؟ فرمود: به خدا سوگند، خود را چنین می بینم که دنیای شما را دوست ندارم، خوشحالم که شما را ترک می کنم، خدا و رسول را ملاقات می کنم در حالی که از شما شِکوه دارم، چرا که هیچ حقی برای من حفظ نشد، هیچ عهد و پیمانی در مورد من رعایت نگردید، وصیت پیامبر(ص) را نپذیرفتید و حرمت و احترام نشناختید، در حالی که پیامبر(ص) بیست و سه سال برای آن زحمت کشید و تلاش نمود(1).(2)
1. تاریخ یعقوبی ، ج2ص115.
2. علی محدّث (بندر ریگی)، سیاهترین هفته تاریخ.



طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، سوالات،
برچسب ها: پیامبر(ص)، فاطمه (ع)،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3