پاسخ:

با نگاهی گذرا به تاریخ در می یابیم که زهرای مرضیه (علیها السلام) در مقابل انحراف جامعه مسلمین از مسیر اصلی خود ساکت نماندند و در مواقع گوناگون اعتراض خود را نسبت به این مسأله ابراز داشتند، به عنوان نمونه دو خطبه ای که از «عمر بن شبّه» در کتاب «سقیفه» تألیف ابی بکر احمد بن عبدالعزیز جوهری و همچنین در «بلاغات النساء» تالیف ابن طیفور(1) نقل شده، نشانگر این اعتراض است و ما از هر کدام، بخشی را در این جا ذکر می کنیم:

1- هنگامی که فاطمه(ع) خبردار شد که ابوبکر فدک را از او باز داشته است، مَقنعه خود را پوشید، و در جمع زنان و یاران و دوستان و بستگان خود، در حالی که دامنش روی زمین کشیده می شد، و هم چون رسول خدا(ص) راه می رفت به نزد ابوبکر آمد در حالی که مهاجرین و انصار در کنارش جمع شده بودند، و پارچه سفیدی بین او و آنان نصب نمودند، ایستاد و ناله ای کرد که قوم به یکباره از این ناله بگریه آمدند، حضرت صبر نمود، تا از شدت گریه آنان کاسته شد، و آرام شدند؛ پس شروع به سخن کرد . . .تا آنجا که فرمود: خداوند پیامبر(ص) خود را به سوی آخرت برگزید، و وعده هائی را که به او داده بود بانجام رساند، آنگاه دشمنی و کینه و نفاق ظاهر گردید، و لباس اسلام فرسوده گشت، آنان که دیروز لال بودند سخن گفتند و به نطق آمدند، و افراد پست جامعه روی کار آمدند، و قوچ کُفر، باد به غبغب انداخته به صدا در آمد، و با تکبر گام برداشت، شیطان از کمین گاه خود سر برآورد، در حالی که شما را می خواند، و دریافت که شما به او پاسخ مثبت می دهید، شما را به شورش وا داشت، او برای این منظور شما را مناسب یافت، و شما را تحریک نمود، و خشمگین یافت، در حالی که هنوز زمانی از رحلت پیامبر(ص)، و پیمان او نگذشته بود.
زخم بزرگ است، و جراحت هنوز التیام نیافته است (2)...
2- حضرت در خطبه ای که هنگام بیماری _ زمانی که زنان مهاجر و انصار به عیادت او رفتند، و به او گفتند: ای دختر رسول خدا(ص) شب را چگونه به صبح رساندی؟_ ایراد کردند، فرمود : شب را به صبح رساندم، در حالی که دنیای شما را دوست ندارم، و سخنان مردان شما را پس از این که آنان را آزمایش کردم دشمن می دارم، وای بر آنان. خلافت را از جایگاه استوار و متین رسالت، و ستونهای محکم نبوّت و محل فرود آمدن روح الامین، و آن که در امور دنیا و دین سختگیر است به کجا انتقال دادند؟ آگاه باشید این دگرگونی، زیان جبران ناپذیری در بر دارد، چه اشکالی بر ابوالحسن وارد بود؟ بخدا سوگند، ایرادش شمشیر برنده و کاریِ او (بر دشمن) و خشم، و غضب شدید او در راه خدا بود؛ بخدا سوگند اگر همگی از او اطاعت می نمودند، و تسلیم زمامی می شدند که رسول خدا(ص) به او سپرده بود، امت را به گونه ای هدایت می کرد که کوچکترین صدمه ای متوجّه آنان نشود، و سوار بر این مرکب، دچار کمترین اذیّت و آزاری نگردند، و آنان را به آبگاهی سر شار و لبریز رهنمون می کرد که از هر دو سوی آن آب سرازیر بود، و همگی از آب زلال و گوارای آن سیراب می گشتند. و در پنهان و آشکار آنان را راهنمائی و هدایت می کرد، و خود کمترین بهره ای از خلافت نمی برد، جز به اندازه رفع تشنگی و گرسنگی و برکات آسمان و زمین سرازیر می گردید، ولی خداوند آنان را دچار نتیجه اعمال خود خواهد نمود.
بزرگان قوم گمان دارند کار نیکو انجام می دهند، آگاه باشید آنان خود برپا دارنده فساد هستند، اما نمی دانند، وای بر آنان «أفمَن یَهدی الی الحقّ أحقّ أن یُتَّبع أمَّن لایَهدِی إلا أن یُهدی» آیا کسی که مردم را به سوی حق هدایت می کند، شایسته است از او پیروی شود، و یا آنکه هدایت نکند، مگر اینکه خود هدایت شود؟....(3)
1. عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب ج 7 ص460؛ چاپ حیدر آباد ، و ثاقت و صداقت عمر بن شبّه را در حدیث به نقل اصحاب خود از قبیل دارقطنی وابن ابی حاتم و خطیب و مرزبانی و دیگر رجال حدیث اهل سنت نقل نموده است.
2. کتاب سقیفه و فدک : احمد بن عبدالعزیز جوهری؛ بلاغات النساء، احمد ابن ابی طاهر (ابن طیفور)، ص 23. احتجاج طبرسی؛ بحار الانوار، و بسیاری از راویان معتبر و مورد اطمینان دیگر.
3. علی محدث(بندر ریگی)، سیاهترین هفته تاریخ.


طبقه بندی: سوالات، یادگاران رسول (ص)،
برچسب ها: حضرت زهرا(ع)، رسول خدا(ص)،

تاریخ : 1392/01/28 | 00:01 | نویسنده : م. کاظمی
پاسخ: یکى از مسائل مسلّم و قطعى در مورد حضرت زهرا (علیها السلام) این است که قبر آن حضرت مخفى است و هنوز هیچ کس به طور مشخص و قطعى قبرى به آن حضرت نسبت نداده است. اما آنچه ضروری مهم است علت اختفاء می باشد که به آن اشاره می کنیم:
الف: به خاطر دفاع از مقام امامت و ولایت
یکی از مسائلى که انسان را سخت در تعجب فرو مى‏ برد، طوفان عجیبی است که بعد از وفات پیامبر (صلى الله علیه و آله) در جامعه اسلامى بر سر مسأله خلافت در گرفت، طوفانى که نتیجه آن تغییر محور خلافت از خاندان پیامبر(صلى الله علیه و آله) به سوى افراد دیگرى بود، و امام علی(ع) که از سوى خدا به عنوان جانشینى پیامبر (صلى الله علیه و آله) معرفى شده بود کنار زده شد، و افراد دیگر جاى او را گرفتند. دیگرانی که در واقعه غدیر از اولین کسانی بودند که مقام ولایت امام علی(ع) را به او تبریک گفتند(1). ولی بعد از رحلت پیامبر(ص) با تمام قوا در صدد منزوی قرار دادن اهل بیت برآمدند، انزوایی که سبب شد مقامات حاکم آنچه از فضایل و مناقب در شأن اهل بیت آمده و طبعاً شایستگى و اولویت آنها را براى مسأله خلافت اثبات مى‏کرد، سانسور کنند. و از آن جایی که این سانسور کردن فضایل، جزئى از حرکت سیاسى خلیفه اول بود. از این رو فاطمه(س) زمانی که علنن دید تمام سفارشات پیامبر(ص) توسط افرادی مغرض در مورد مقام امامت و ولایت امام علی (ع) در جامعه اسلامی لگد کوب شده و بر اثر تبلیغات خلفا، عملکردش در دفاع از ولایت در جامعه اثر آن چنانی نبخشیده، لذا وصیت کرد تا این چنین افرادی در تشییع او حاضر نشوند و قبرش بر آنان مخفی بماند تا دیگرانی که چشم بروی حقیقت باز می کنند بپرسند که چرا قبر دختر پیامبر(ص) مخفی است؟
ب: خنثی کردن نقشه غاصبان خلافت:
از آن جایی که غاصبان خلافت براى سرپوش گذاشتن بر جنایات خود نقشه کشیده بودند تا به هر قیمت شده در تشییع جنازه‏ حضرت زهرا علیهاالسلام شرکت کنند و اظهار عزادارى کنند تا سرپوشى بر جنایاتشان باشد از این رو حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‏السلام عرض کرد: آیا مى‏توانى وصیت مرا عمل کنى؟ حضرت فرمود: آرى انجام مى‏ دهم. فرمود: وقتى من از دنیا رفتم مرا شب دفن کن و به آن دو نفر خبر مده.(2) نباید احدى از آن دو بر جنازه ‏ام حاضر شوند و اجازه مده بر جنازه‏ من نماز بخوانند چرا که اینان دشمنان من و پیامبرند.
ج: اعتراض در برابر انحراف مسلمین:
با نگاهی گذرا به تاریخ در می یابیم که زهرای مرضیه (علیها السلام) در مقابل انحراف جامعه مسلمین از مسیر اصلی خود ساکت نماندند و در مواقع گوناگون اعتراض خود را نسبت به این مسأله ابراز داشتند، به عنوان نمونه دو خطبه ای که از «عمر بن شبّه» در کتاب «سقیفه» تألیف ابی بکر احمد بن عبدالعزیز جوهری و همچنین در «بلاغات النساء» تالیف ابن طیفور(1) نقل شده، نشانگر این اعتراض است(3).
ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بزرگان، سوالات، یادگاران رسول (ص)،
برچسب ها: فاطمه زهرا (س)، رسول خدا (صلى الله علیه و آله)،

تاریخ : 1392/01/26 | 00:17 | نویسنده : م. کاظمی
پاسخ: سرزمین آباد و حاصل خیزى که در نزدیکى خیبر قرار دارد و فاصله آن تا مدینه حدود 140 کیلومتر است، «فدک» نامیده مى شود.[1]
از نظر قوانین اسلامى، سرزمین هایى که از طریق جنگ و نبرد فتح مى شوند متعلق به عموم مسلمانان است، و به وسیله حاکمان اسلامى تحت عنوان «مفتوحة عنوة» اداره مى شود؛ ولى سرزمینى که بدون نیروى نظامى، از طریق صلح و سازش در اختیار پیامبر قرار گیرد، «انفال» و یا «فى‏ء» و به اصطلاح امروزى «املاک خالصه» نامیده مى شود و از آنِ شخص پیامبر مى باشد و از درآمد آن نیازمندى هاى مسلمانان را برطرف مى کند.
در سال هفتم هجرى که ارتش اسلام دژهاى مستحکم خیبر را محاصره کرد، همه آنها با قدرت نظامى فتح گردید، جز «فدک» که مردم آنجا از در صلح و مسالمت وارد شدند و اراضى آنان به صورت املاک خالصه درآمد، و در اختیار رسول خدا (ص) قرار گرفت.
آنچه گفته شد، مورد اتفاق فقیهان اسلامى و مطابق با حکم قرآن مجید مى باشد، آنجا که مى فرماید: «وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لا رِکابٍ وَ لکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».[2]
«آنچه را خدا از آنان (یهود) به رسولش بازگردانیده چیزى است که شما براى به دست آوردن آن زحمتى نکشیدید نه اسبى تاختید، و نه شترى، امّا خداى، فرستادگانش را بر آنچه خواهد چیره مى گرداند، که خداوند بر همه چیز تواناست».
از سوى دیگر، قرآن پیامبر را موظف مى سازد که حق «ذى القربى» را بپردازد. چنان که مى فرماید: وآتِ ذَا الْقُربى حقّه[3] «حق خویشاوندان را بپرداز».
نزدیک ترین فرد به رسول خدا (ص) دخت گرامى او فاطمه (س) بود، از این جهت «فدک» را به او بخشید و تا زمانى که پیامبر (ص) زنده بود، کارگران حضرت زهرا (س) آنجا را اداره مى کردند.[4]
خلاصه اینکه :
1- فدک سرزمین حاصل خیزی بود که از طرف یهودیان با صلح و سازش در اختیار پیامبر اسلام (ص) قرار داده شده بود .
2- به چنین املاکی «انفال» و یا «فى‏ء» و به اصطلاح امروزى «املاک خالصه» گفته مى شود و از آنِ شخص پیامبر مى باشد و اختیار آن در دست ایشان می باشد.
3- قرآن پیامبر را موظف کرد که حق «ذى القربى» را بپردازد. چنان که مى فرماید: وآتِ ذَا الْقُربى حقّه[5] «حق خویشاوندان را بپرداز».
4- نزدیک ترین فرد به رسول خدا (ص) دخت گرامى او فاطمه (س) بود، از این جهت «فدک» را به او بخشید.
1 - معجم البلدان، ماده «فدک». 
2 - حشر/ 6. 
3 - اسراء/ 26. 
4 - راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، ص:419 – 428. 
5 - اسراء/ 26. 



طبقه بندی: زندگی بزرگان، سوالات، یادگاران رسول (ص)،
برچسب ها: فدک،

پاسخ: با نگاهی گذرا به تاریخ در می یابیم که زهرای مرضیه (علیها السلام) در مقابل انحراف جامعه مسلمین از مسیر اصلی خود ساکت نماندند و در مواقع گوناگون اعتراض خود را نسبت به این مسأله ابراز داشتند، به عنوان نمونه دو خطبه ای که از «عمر بن شبّه» در کتاب «سقیفه» تألیف ابی بکر احمد بن عبدالعزیز جوهری و همچنین در «بلاغات النساء» تالیف ابن طیفور(1) نقل شده، نشانگر این اعتراض است و ما از هر کدام، بخشی را در این جا ذکر می کنیم:
1- هنگامی که فاطمه(ع) خبردار شد که ابوبکر فدک را از او باز داشته است، مَقنعه خود را پوشید، و در جمع زنان و یاران و دوستان و بستگان خود، در حالی که دامنش روی زمین کشیده می شد، و هم چون رسول خدا(ص) راه می رفت به نزد ابوبکر آمد در حالی که مهاجرین و انصار در کنارش جمع شده بودند، و پارچه سفیدی بین او و آنان نصب نمودند، ایستاد و ناله ای کرد که قوم به یکباره از این ناله بگریه آمدند، حضرت صبر نمود، تا از شدت گریه آنان کاسته شد، و آرام شدند؛ پس شروع به سخن کرد . . .تا آنجا که فرمود: خداوند پیامبر(ص) خود را به سوی آخرت برگزید، و وعده هائی را که به او داده بود بانجام رساند، آنگاه دشمنی و کینه و نفاق ظاهر گردید، و لباس اسلام فرسوده گشت، آنان که دیروز لال بودند سخن گفتند و به نطق آمدند، و افراد پست جامعه روی کار آمدند، و قوچ کُفر، باد به غبغب انداخته به صدا در آمد، و با تکبر گام برداشت، شیطان از کمین گاه خود سر برآورد، در حالی که شما را می خواند، و دریافت که شما به او پاسخ مثبت می دهید، شما را به شورش وا داشت، او برای این منظور شما را مناسب یافت، و شما را تحریک نمود، و خشمگین یافت، در حالی که هنوز زمانی از رحلت پیامبر(ص)، و پیمان او نگذشته بود.
ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بزرگان، سوالات، یادگاران رسول (ص)،
برچسب ها: حضرت زهرا، رسول خدا(ص)،

تاریخ : 1392/01/20 | 12:31 | نویسنده : م. کاظمی

مرجعیت در اسلام از چه زمانی شروع شده است؟

مرجعیت بعنوان نیابت خاصه (یا اجازه خصوصی از طرف پیامبر (ص) یا امام (ع) از زمان خود پیامبر (ص) و ائمه (ع) شروع شده است و به عنوان نیابت عامه (اجازه عمومی) از زمان غیبت امام زمان (عج) شروع شده است.


چرا باید از کسى تقلید کنیم؟ آیا در این زمینه، حدیث یا آیه اى وجود دارد؟

تقلید به معنى رجوع غیر متخصّص به متخصّص است؛ به همان دلیل که شما در مسایل طبّى، به طبیب و در مسایل ساختمانى، به مهندس ساختمان و در سایر کارها، به اهل خبره آن کار مراجعه مى کنید، در احکام اسلام نیز باید به فقیه، که متخصّص در دین است، مراجعه شود، قرآن مجید مى فرماید: «فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکْرِ اِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ(سوره نحل آیه 43); یعنى اگر چیزى را نمى دانید، از اهل اطّلاع سؤال کنید.


چرا تقلید واجب است؟

به دلیل عقل و بناى عقلاى دنیا که جاهل در هر مسأله اى باید به عالم رجوع کند، آیا شما هرگاه مریض شوید از طبیب دستور نمى گیرید، احکام دین را نیز باید از متخصّصان آن فراگرفت.




طبقه بندی: سوالات، احکام،
برچسب ها: تقلید، امام زمان (عج)، امام زمان، پیامبر (ص)، ائمه (ع)،

جواب: با اندکى تأمل در آیه 47 سوره «یس» پاسخ این سوال روشن مى شود. خداوند مى فرماید: «هنگامى که به آنها گفته شود: از آنچه خدا به شما روزى کرده است در راه او انفاق کنید، کافران به مؤمنان مى گویند: آیا ما کسى را اطعام کنیم که اگر خدا مى خواست او را سیر مى کرد؟ شما تنها در گمراهى آشکارید»! (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فِی ضَلال مُبِین).
این، همان منطق بسیار عوامانه اى است که، در هر عصر و زمان از ناحیه افراد خود خواه و بخیل، مطرح مى شود که مى گویند: اگر فلانى فقیر است، لابد کارى کرده که خدا مى خواهد فقیر بماند، و اگر ما غنى هستیم لابد عملى انجام داده ایم که مشمول لطف خدا شده ایم، بنابراین، نه فقر آنها و نه غناى ما هیچ کدام بى حکمت نیست!!
غافل از این که: جهان، میدان آزمایش و امتحان است، خداوند یکى را با تنگدستى آزمایش مى کند، و دیگرى را با غنا و ثروت، و گاه یک انسان را در دو زمان، با این دو در بوته امتحان قرار مى دهد که آیا، به هنگام فقر، امانت و مناعت طبع و مراتب شکرگزارى را به جا مى آورد؟ یا همه را زیر پا مى گذارد؟ و به هنگام غنا از آنچه در اختیار دارد در راه او انفاق مى کند، یا نه؟
گر چه بعضى، آیه فوق را بر گروه خاصى، مانند یهود یا مشرکان عرب و یا جمعى از ملحدین و منکران آئین هاى انبیاء، تطبیق کرده اند، ولى ظاهر این است که: آیه مفهوم عامى دارد که در هر عصر و زمانى مصداق هائى براى آن مى توان یافت، هر چند مصداق آن، در عصر نزول آیه، افرادى از یهود یا مشرکان بوده اند، این یک بهانه عمومى، در طول اعصار و قرون بوده و هست، که مى گویند:
اگر رازق خداوند است، پس چرا شما از ما مى خواهید: افراد فقیر را روزى دهیم؟ و اگر خدا خواسته است آنها محروم بمانند، پس چرا ما کسى را بهره مند سازیم که خدا محرومشان ساخته؟
بى خبر از این که: گاه نظام تکوین چیزى ایجاب مى کند، و نظام تشریع چیز دیگر!

به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: سوره یس، اللّهُ،

جواب: خداى متعال براى شناساندن خود در آیه 20 سوره «روم» به سراغ آفرینش انسان، که اولین و مهمترین موهبت الهى بر او است، مى رود و مى گوید: «یکى از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس ناگهان شما انسان هائى شدید که در روى زمین منتشر گشتید» (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُراب ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ).

در این آیه به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده: یکى، آفرینش انسان از خاک، که ممکن است اشاره به آفرینش نخستین انسان، یعنى «آدم» بوده باشد، یا آفرینش همه انسان ها از خاک; چرا که مواد غذائى تشکیل دهنده وجود انسان، همه مستقیماً یا به طور غیر مستقیم از خاک گرفته مى شود.

دیگر تکثیر نسل انسان و انتشار فرزندان «آدم» در سراسر روى زمین است، که اگر ویژگى گسترش در «آدم» آفریده نشده بود، به زودى از میان مى رفت و نسل او برچیده مى شد. راستى خاک کجا؟ و انسانى با این ظرافت کجا؟

اگر پرده هاى ظریف چشم، که از برگ گل هم لطیف تر و حساس تر و ظریف تر است، همچنین سلول هاى فوق العاده حساس و ظریف مغز را در کنار خاک بگذاریم، و با هم مقایسه کنیم، آن گاه مى فهمیم که آفریدگار جهان چه قدرت عجیبى به کار گرفته، که از آن ماده تیره کم ارزش، چنین دستگاه هاى ظریف و دقیق و پر ارزشى را به وجود آورده است؟.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: آفرینش، انسان، سوره،

جواب: امام(علیه السلام) به هر سو یورش می برد و گروه عظیمى را به خاک می افکند.
عمر سعد فریاد برآورد: «آیا مى دانید با چه کس مى جنگید؟ او فرزند همان دلاور میدان ها و قهرمانان عرب است، از هر سو به وى هجوم آورید».
بعد از این فرمان چهار هزار تیرانداز از هر سو امام(علیه السلام) را هدف قرار دادند و از سوى دیگر به جانب خیمه ها حمله ور شدند ومیان آن حضرت و خیامش فاصله انداختند.
امام(علیه السلام) فریاد برآورد:
«وَیْحَکُمْ یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ! إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا أَحْراراً فی دُنْیاکُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ عَرَبَاً کَما تَزْعُمُونَ»؛ (واى بر شما! اى پیروان آل ابى سفیان! اگر دین ندارید و از حسابرسى روز قیامت نمى ترسید لااقل در دنیاى خود آزاده باشید، و اگر خود را عرب مى دانید به خلق و خوى عربى خویش پایبند باشید).
شمر صدا زد: اى پسر فاطمه! چه مى گویى؟ امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا الَّذی أُقاتِلُکُمْ، وَ تُقاتِلُونی، وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ، فَامْنَعُوا عُتاتَکُمْ وَ طُغاتَکُمْ وَ جُهّالَکُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمی ما دُمْتُ حَیّاً»؛ (من با شما جنگ دارم و شما با من، ولى زنان که گناهى ندارند، پس تا زمانى که زنده هستم، سپاهیان طغیانگر و نادان خود را از تعرّض به حرم من باز دارید).
به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات، عاشورا و محرم،
برچسب ها: امام حسین(ع)،

جواب: خداى متعال در آیه 1 سوره «انعام» اشاره به خلقت نور و ظلمت کرده مى فرماید: «خداوندى که مبدأ نور و ظلمت را ایجاد کرد» (وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ)

نکته اى که از این آیه بدست مى آید این است که: همان طور که «نور» مخلوق خداوند است، «ظلمت» هم آفریده او است، در حالى که معروف در میان فلاسفه و دانشمندان علوم طبیعى این است که «ظلمت» چیزى جز «عدم نور» نیست، و این را مى دانیم که نام مخلوق بر معدوم نمى توان گذاشت.

بنابراین، چگونه آیه مورد بحث، ظلمت را جزء مخلوقات خداوند به شمار آورده است؟!

در پاسخ این ایراد مى توان گفت:

اوّلاًـ ظلمت همیشه به معناى ظلمت مطلق نیست، بلکه ظلمت غالباً به معناى نور بسیار کم و ضعیف، در برابر نور فراوان و قوى به کار مى رود، مثلاً: همه مى گوئیم: «شب ظلمانى» با این که مسلّم است: در شب، ظلمت مطلق نیست، بلکه همواره ظلمت شب، آمیخته با نور کم رنگ ستارگان یا منابع دیگر نور مى باشد.

بر این اساس مفهوم آیه این مى شود که: خداوند براى شما روشنى روز و تاریکى شب را که یکى نور قوى و دیگرى نور بسیار ضعیف است، قرار داد، و بدیهى است که ظلمت به این معنى از مخلوقات خدا است.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: انعام، سوره انعام، آیه،

تاریخ : 1391/11/6 | 08:52 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.


به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: قرآن، سوالات،
برچسب ها: قرآن، آیات، لقمان،

جواب: امام(علیه السلام) در روز عاشورا در حالى که به سوى میدان شهادت گام بر مى داشت شمشیر از نیام کشیده به معرّفى خویش پرداخت و اتمام حجّت نمود، تا فردا نگویند ما او را نشناختیم و براى این هدف، از اشعار جالب و پرمعنایى که خود سروده بود، و در اعماق دلها نفوذ مى کرد، بهره گرفت و فرمود:
«اَنَا ابْنُ عَلِیِّ الطُّهْرِ مِنْ آلِ هاشِم *** کَفانی بِهذا مَفْخَراً حینَ اَفْخَرُ
وَ جَدّی رَسُولُ اللّهِ اَکْرَمُ مَنْ مَضى *** وَ نَحْنُ سِراجُ اللّهِ فِى الاَْرْضِ نَزْهَرُ
وَ فاطِمَةُ أُمّی مِنْ سُلالَةِ اَحْمَدَ *** وَ عَمِّی یُدْعى ذَالْجَناحَیْنِ جَعْفَرُ
وَ فینا کِتابُ اللّهِ أُنْزِلُ صادِقاً *** وَ فینَا الْهُدى وَ الْوَحْىُ بِالْخَیْرِ یُذْکَرُ
وَ نَحْنُ أَمانُ اللّهِ لِلنّاسِ کُلِّهِمْ *** نُسِرُّ بِهذا فی الاَْنامِ وَ نَجْهَرُ
وَ نَحْنُ وُلاةُ الْحَوْضِ نَسْقی وُلاتَنا *** بِکَأْسِ رَسُولِ اللّهِ ما لَیْسَ یُنْکَرُ

به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات، عاشورا و محرم،
برچسب ها: امام حسین(ع)، عاشورا، رسول خدا،

تاریخ : 1391/09/21 | 11:23 | نویسنده : م. کاظمی
1- جراحت وارد کردن به بدن در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام
آیا جائز است در مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) به بدن جراحت وارد کرد.
عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است ولی لازم است از هر کاری که به بدن آسیب می رساند یا موجب وهن مذهب می گردد خودداری شود.
2- مولودی خوانی و مداحی زنان در منازل
اگرخواهرانی که مداحی می کنند صدایشان از خا نه بیرون رود و نامحرم صدای آنها را بشنود چه حکمی دارد. و مثلا مولودی خواندن ودست زدن در خانه اشکالی دارد؟
باید به شکلی بخوانند که صدای آنها را نامحرم نشنود.
3- ضرب و جرح بدن در عزاداری سید الشهداء علیه السلام
حکم ضرب و جرح بدن در عزاداری اباعبدا... چیست؟ لطفا نظر خود را راجع به سینه زنی ، زنجیر زنی و قمه زنی به طور مجزا و شفاف بیان کنید.
عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی و رمز بقای تشیع می باشد ولی بر عزاداران عزیز لازم است از کارهایی که موجب وهن مذهب می گردد و یا آسیبی به بدن آنها وارد می کند خودداری کنند.

به ادامه مطلب بروید

طبقه بندی: سوالات، عاشورا و محرم، احکام،
برچسب ها: عزاداری، استفتاء، امام حسین،

تاریخ : 1391/09/15 | 10:19 | نویسنده : م. کاظمی

جواب: پاسخ این سؤال در آیات 25ـ26 سوره «لقمان» آمده است.

نخست مى فرماید: «اگر از آنها سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ به طور قطع در پاسخ مى گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ).

این تعبیر که در آیات دیگر قرآن نیز دیده مى شود (سوره «عنکبوت» آیه 61 ـ 63، «زمر» 38، «زخرف» 9) از یک سو، دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و نمى توانستند خالقیت را براى بتها قائل شوند، تنها به شرک در عبادت و شفاعت بتها معتقد بودند.

و از سوى دیگر، دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسان ها است.

بعد از آن مى گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند: «بگو حمد و ستایش مخصوص «اللّه» است که خالق همه چیز مى باشد، نه بتها که خود مخلوق اویند، ولى اکثر آنها نمى دانند و نمى فهمند که: عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد» (قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لایَعْلَمُونَ).

پس از آن به مسأله «مالکیت» حق مى پردازد; چرا که بعد از ثبوت خالقیت، نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى فرماید: «از آن خدا است آنچه در آسمان ها و زمین است» (لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است، «مدبّر» امور جهان نیز مى باشد و به این ترتیب، بخشهاى سه گانه توحید (توحید خالقیت، توحید مالکیت و توحید ربوبیت) ثابت مى گردد.

و کسى که چنین است از همه چیز بى نیاز، و شایسته هرگونه ستایش است به همین دلیل، در پایان آیه مى افزاید: «خداوند غنى و حمید است» (إِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ).

او «غنىّ» على الاطلاق، و «حمید» از هر نظر است، چرا که هر موهبتى در جهان است به او باز مى گردد، و هر کس هر چه دارد از او دارد، و خزائن همه خیرات به دست او است و این دلیل زنده غناى او مى باشد.

آیه بعد، ترسیمى از علم بى پایان خدا است، که با ذکر مثالى بسیار گویا و رسا مجسم شده است.

«اگر آنچه روى زمین از درختان است قلم شوند، و دریا براى آن مرکب گردد، و هفت دریا بر این دریا افزوده شود، تا علم خدا را بنویسند، اینها همه تمام مى شوند اما کلمات خدا پایان نمى گیرد، خداوند عزیز و حکیم است» (وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الأَرْضِ مِنْ شَجَرَة أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُر ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

بعد از ذکر علم بى پایان پروردگار، سخن از قدرت بى انتهاى او به میان مى آورد و مى فرماید: «آفرینش همه شما و نیز برانگیخته شدن شما بعد از مرگ، همانند یک فرد بیش نیست، خداوند شنوا و بینا است» (ما خَلْقُکُمْ وَ لا بَعْثُکُمْ إِلاّ کَنَفْس واحِدَة إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ).(1)

 

 

1. تفسیر نمونه، جلد17، صفحه 84.




طبقه بندی: قرآن، تفسیر قرآن، سوالات،
برچسب ها: توحید، قرآن،

جواب: پاسخ این سؤال در آیه 31 سوره «یونس» آمده آنجا که مى فرماید: «و چه کسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده خارج مى کند؟» (وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیّت و یُخْرِجُ المَیّت مِنَ الحَىّ) این همان موضوعى است که تاکنون عقل دانشمندان و علماى علوم طبیعى و زیست شناسان در آن حیران مانده، که چگونه موجود زنده از موجود بى جان به وجود آمده است؟

آیا چنین چیزى که تلاش و کوشش مداوم دانشمندان تاکنون در آن به جائى نرسیده است مى تواند یک امر ساده، و وابسته به تصادف، و بدون برنامه هدف باشد؟ بدون شک پدیده پیچیده و ظریف و اسرارآمیز حیات نیازمند به علم و قدرت فوق العاده، و عقل کلّى است.

او نه تنها در آغاز، موجود زنده را از موجودات بى جان زمین آفریده است. بلکه علاوه بر این، سنت او بر این قرار گرفته که: حیات نیز جاودانى نباشد، و به همین جهت مرگ را در دل حیات آفریده، تا از این طریق میدان را براى دگرگونى ها و تکامل باز دارد.(1)

 

 

1. تفسیر نمونه، جلدصفحه 343.




طبقه بندی: سوالات،
برچسب ها: توحید،

تاریخ : 1391/09/15 | 10:17 | نویسنده : م. کاظمی
جواب: بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و رجوع امام سجاد به مدینه، قیام هاى توابین و مختار در انتقام از واقعه عاشورا از سوى شیعیان و محبین اهل بیت برپا شد. از دل قیام مختار، کیسانیه ظهور کرد که محمد بن حنیفه را امام بعد از امام حسین(علیه السلام) معرفى کردند. در باب قیام مختار و رابطه آن با کیسانیه تحقیقات فراوانى صورت گرفته است و دیدگاههاى گوناگونى مطرح گردیده است، که خوانندگان را به آن کتابها ارجاع مى دهیم(1). کیسانیه افرادى بودند که بعد از رحلت محمد بن حنفیه در حوالى سالهاى 80 تا 83 هجرى، مرگ وى را انکار کرده و او را مهدى موعود معرفى کردند. تلقى آنان این بود که در کوه رضوى پنهان گشته و در آینده ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود. از دل کیسانیه فرقه هاى گوناگونى پدیدار گشت که از جمله آنها بیانیّه، از فرقه هاى غالى، به رهبرى بیان بن سمعان بود. در این زمینه دو کتاب «فرق الشیعه نوبختى» و «المقالات و الفرق اشعرى قمى» که هر دو از علماى شیعه قرن سوّم مى باشند، بیشترین مطالب را  بیان کرده اند.
ادامه مطلب

طبقه بندی: سوالات، شیعه،
برچسب ها: شیعه،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic