مساله عطش در کربلا

مقدمه

هر چه از عمر قیام عاشورا می گذرد بر هیبت و عظمت آن افزوده شده و یاد و خاطره شهدای این قیام در قلب ها سرزنده تر می شود. این قیام سرمشقی شده است برای آزادمردانی که از بذل جان در راه احیای ارزش های الهی دریغ نمی کنند، و در مقابل طغیان ظالمان و گردنکشان سدّی محکم و استوارند. همین امر سبب شده تا ظالمان و کوردلان عالم ـ به خیال خود ـ ریشه ها و واقعیّات این قیام بی نظیر را نشانه گرفته و هر ساله با تکرار شبهاتی که دیگر نخ نما شده اند آن را تضعیف کنند. هر چند دشمنان در قالب کتاب و مقاله، و شبکه های ماهواره ای و فضای سایبری، اندیشه قیام ناب سرور و سالار شهیدان را نشانه گرفته اند و هر روز شبهاتی القا می کنند، امّا با این حال هر ساله عزاداری امام حسین(ع) با شور و قوّت مضاعفی برپا می شود.
در این نوشته بر آن شده ایم تا با پرداختن به «مساله عطش در کربلا»، شبهاتی که در این زمینه بیان شده است را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

تحریم آب، رسمی جاهلی در جنگ ها

برخی مساله تحریم آب ـ را که نمایانگر نهایت خباثت دشمن است ـ بعید می پندارند. ما ابتدا به ذکر مصادیقِ دیگری از تحریم آب (در دوران صدر اسلام) پرداخته و سپس به بررسی شبهات، پیرامون مساله عطش در کربلا می پردازیم. بستن آب در جنگ ها، پیشینه ای در فرهنگ عرب جاهلی دارد و بعنوان یک ترفند نظامی برای شکست دشمن از آن استفاده می کرده اند، همان گونه که وقتی مشرکین در جنگ بدر زودتر از سپاه اسلام به منطقه بدر رسیدند و بر چاه های بدر مسلّط شده و آب را بر روی مسلمین بستند تا عرصه را بر ایشان سخت کنند.(1)
در جنگ خیبر نیز شخصی از یهودیان به نزد پیامبر(ص) آمد و در قالب پیشنهادی گفت: «اگر مجاری آب قلعه را ببندید، آنها را وادار به تسلیم می کنید». امّا ایشان با بستن آب بر دشمن موافقت نکردند.(2) پیشنهاد شخص یهودی حکایت از این مطلب دارد که در آن زمان این شیوه در جنگ ها مرسوم بوده امّا مورد تایید و پذیرش پیامبر اسلام (ص) نبوده است.
با فراگیر شدن آئین اسلام، اعراب تازه مسلمان روز به روز از فرهنگ و آداب و رسوم جاهلی فاصله گرفته و با فرهنگ اسلامی آشنا می شدند. در تعالیم اسلام حرکات ناجوانمردانه، و خیانت حتّی با دشمن محکوم بوده و کسی حقّ نداشت در مقابله با دشمن از هر روشی استفاده کند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: یادگاران رسول (ص)، عاشورا و محرم،
برچسب ها: کربلا، امام حسین(ع)، پیامبر(ص)، فرات، عطش،

تاریخ : 1392/02/8 | 12:36 | نویسنده : م. کاظمی
یکی از ویژگى هاى منحصر به فرد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) كه هیچ یك از اولیاء و اوصیاء، حتى امامان و پیشوایان پاك اسلام(صلوات الله علیهم اجمعین) آن را دارا نبودند، آن است كه حضرت رسول بر دستهاى حضرت زهراء بوسه زده است؛ نه یكبار، بلكه چندین بار، نه در یك جا بلكه در جاها و مواضع گوناگون.
هرگاه حضرت زهرا بر رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) وارد مى شد، حضرت دستش را گرفته و مى بوسید و او را در جایگاه خود مى نشانید.(1)
روزى حضرت زهرا(علیها السلام) به خدمت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله و سلم) رسید. حضرت از او استقبال كرده دستهایش را بوسید و بعد به هنگام خداحافظى بار دیگر بر دستهایش بوسه زد و او را بدرقه فرمود. راوى گوید عرض كردم: اى رسول خدا چنین كارى را درباره هیچ کس، از شما ندیده ام... پیامبر فرمود: من این كار را جز به فرمان پروردگارم انجام ندادم.
در اینجا مناسب است به حدیثى ساختگى كه در برخى از كتب اهل سنت آمده است اشاره كنیم، در كتاب «الاصابة فى تمییز الصحابه» به نقل از انس روایت شده كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) بعد از بازگشت از جنگ تبوك، هنگامى كه سعد بن معاذ انصارى به استقبال پیامبر آمد حضرت به او فرمودند:«این چیست كه بر دستان تو مى بینم؟» عرض كرد: این آثار سنگ و ماله كشى است كه براى گذران زندگى و مخارج اهل و عیالم زحمت مى كشم، رسول خدا دست او را بوسیده و فرمود:«این دستى است كه آتش به آن نخواهد رسید».(2)
سیوطى در كتاب «اللئالى المصنوعه» در رد این حدیث می گوید: این حدیث باطل است، چرا که سعد بن معاذ بعد از غزوه بنى قریظه به خاطر تیرى كه به او اصابت كرده بود از دنیا رفت و در زمان غزوه تبوك زنده نبوده است.(3)
و نیز ابن اثیر در کتاب «اسد الغابه» می گوید: سعد بن معاذ در هیچ یك از غزوات رسول خدا تخلف نكرد، و كسانى كه از غزوات پیامبر تخلف كرده بودند معروف و شناخته شده اند و در بین آنها اسم «سعد» وجود ندارد و به علاوه اینکه كسى كه از جنگ تخلف كند شایسته ملامت و سرزنش است - نه دست بوسی-، حال چگونه حضرت دست او را بوسیده و با او مصافحه كرده است؟!
و اگر گفته شود: آن كسى كه حضرت رسول بر دست او بوسه زده، فرد دیگرى غیر از این سعد بن معاذ بوده است، خواهم گفت: صاحب «الاصابه» نیز به این احتمال اشاره كرده و آن را ضعیف دانسته و گفته است كه خطیب با اسناد واهى و ابوموسى با اسناد مجعول این را روایت كرده اند(4). (5)
(1). ملتقی البحرین، مرندی نجفی، ص 24.
(2). الاصابه فى تمییز الصحابه، ج 2، ص 38.
(3). اللئالى المصنوعه، جلال الدین سیوطی، ج2، ص154.
(4). اسد الغابه، ابن اثیر، ج2، ص338.
(5). گردآوری از کتاب: فاطمه زهرا (سلام اله علیها) شادمانی دل پیامبر(صلی الله علیه و آله)، سیّد حسن افتخار زاده، ص 174 تا176.

 



طبقه بندی: یادگاران رسول (ص)، شیعه،
برچسب ها: حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه، پیامبر(ص)،

پاسخ:
یعقوبی در تاریخ خود می نویسد: در هنگام بیماری زهرا( سلام الله علیها) تعدادی از زنان قریش بر او وارد شدند، و از زهرا (ع) سؤال کردند: حال شما چگونه است؟ فرمود: به خدا سوگند، خود را چنین می بینم که دنیای شما را دوست ندارم، خوشحالم که شما را ترک می کنم، خدا و رسول را ملاقات می کنم در حالی که از شما شِکوه دارم، چرا که هیچ حقی برای من حفظ نشد، هیچ عهد و پیمانی در مورد من رعایت نگردید، وصیت پیامبر(ص) را نپذیرفتید و حرمت و احترام نشناختید، در حالی که پیامبر(ص) بیست و سه سال برای آن زحمت کشید و تلاش نمود(1).(2)
1. تاریخ یعقوبی ، ج2ص115.
2. علی محدّث (بندر ریگی)، سیاهترین هفته تاریخ.



طبقه بندی: شیعه، یادگاران رسول (ص)، سوالات،
برچسب ها: پیامبر(ص)، فاطمه (ع)،